عساكر فيروزى مآثر كه به سركردگى اين غلام به سربازى و جان نثارى قيام مىنمايند به محاصره و تسخير قلعهء بست پرداخته سزاى آن زيادهسر كمخرد را در كنار نهند مقرون به مصلحت دولت روز افزون خواهد بود . و مسئول وى به عزّ قبول موصول و حسب الرقم اشرف مقرّر گرديد كه خان مشار اليه به اتّفاق جنود ظفر ورود كه طريق مرافقت وى مىپويند به محاصرهء قلعهء بست قيام نمايند . و چون قلعهء كرشك به جوهر تيغ زباندانى و حسن مقال منوچهر بيك يوزباشى غلامان خاصّهء شريفه و برادر محراب خان مذكور مفتوح شده بود ، يوزباشى مشار اليه در روزى كه ماهچهء اعلام جهانگشاى بر قلعهء كرشك پرتو وصول افكند ، اسماعيل خان قلعهدار زمين « 1 » داور و ساير مستحفظان آن قلعه را به نظر اشراق اثر رسانيده اطاعتپيشگى و فرمانپذيرى ايشان را معروض ضمير آفتاب نظير گردانيد و پرتو انوار عاطفت و احسان شامل حال آن جماعت گرديده به خلاع فاخره و انعامات باهره و افسر سرافرازى رسيدند . و بعد از عبور از درياى پرشور رود هيرمند كه اساس آن قلعهء گردون مماس بر ساحل آن واقع است « 2 » درياى پرشرّوشور جنود منصور به موج درآمده حسب الفرمان قضا جريان همگى در لباس خود زراندود بر سر و زره داودى در بر ، با تيغ و سنان و تير و كمان مسلّح و مكمّل صفآراى و مرحلهپيماى گرديده طنطنهء كوس رويين و نفير ناى زرّين و خروش و فغان تواچيان لشكر ظفر قرين به چرخ برين رسيد . و شهريار كشورگشاى خود نيز لباس رزم در بر كرده خود جهانگيرى بر سر نهادند « 3 » و زره حفظ الهى در بر كرده كمر « 4 » شمشير و كمر تركش زيب كمر بر ابرش آتشوش سوار روى عزيمت به صوب دار القرار قندهار آوردند . و به بلدى قايد اقبال و راهنمايى خضر سلطنت و جلال منازل معدودهء آن راه دور و دراز انقضا پذيرفته مهر جهانتاب اوج كشورگشايى در روز شنبه يازدهم شهر محرم الحرام سال مذكور از افق قلعهء قندهار طالع گرديد و به ساعت سعادت سرمايه كه بطلميوس عهد ، مولانا محمد شفيع منجّم خاصّهء شريفه اختيار كرده بود نظر انور
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « زمين » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : است و .
( 3 ) . الف ، ب : نهاده .
( 4 ) . الف ، ب : « كمر » ندارد .