بر حصار قندهار افكنده در باغ مشهور [ 60 ] به عباسآباد كه در جوار حصار واقع است نزول اجلال روى نمود . و عساكر ظفر شعار در همان روز به جهت دفع صدمات توپ مستحفظان قندهار سدى سديد در برابر آن باغ دلگشا طرح افكنده ، امراى عظام و پيشكاران دولت ابدى اعتصام ، روى اهتمام به انقسام جر و نقب و سيبه آوردند . و بنا بر آنكه طرف غربى حصار به كوه لكى محصور بود و طرف شرقى از راه بسيارى گل ولاى بردن « 1 » جر و سيبه متعذّر مىنمود ، فرمان قضا مضا « 2 » به نفاذ پيوست كه از طرفين « 3 » جنوبى و شمالى به بردن سيبه و كندن نقب و جر قيام نمايند .
و امراى نامدار منطقهوار بر دور حصار قندهار گرديده آن دو طرف را كه به جهت بردن جر و سيبه سزاوار بود به جهت اين كار اختيار « 4 » و به بيست و هشت قسم تقسيم نمودند و طرف شمالى كه دروازهء باباىولى « 5 » از آن طرف مفتوح و به باغ عباسآباد كه بيت الشرف آفتاب جهانتاب شده متّصل بود به بيست و دو حصّه قسمتپذير شد . از آن جمله چهارده بخش به خان عالىشأن مرتضى قلى خان بيجرلو قورچىباشى و قورچيان عظام و شش قسم به سياوش خان قوللرآقاسى و غلامان خاصّهء شريفه و يك قسم به منظور نظر تربيت و احسان اللّهويردى بيك امير شكارباشى و قوشچيان و قسم آخر كه به مقتضاى :
مصراع « 6 »
نقّاش ، نقش آخر بهتر كشد ز اوّل
سرآمد سيبهها و منسوب به خاقان قلعهگشا بود به عهدهء اهتمام عيسى بيك برادر رستم خان سپهسالار كه بعد از قتل خان مشار اليه ، چنانچه ايمايى به آن شد ، از نظر عنايت و احسان افتاده در قلعهء الموت محبوس بود و در اين ولا جرايد جرايم « 7 » وى به آب عفو و اغماض شستوشو يافته در سلك مقرّبان آستان ولايتنشان انتظام داشت ، شده بود « 8 » كه به هم دستى ساير ملازمان موكب ظفر آيات و عملهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بيرون .
( 2 ) . الف ، ب : مثا .
( 3 ) . الف ، ب : طرفين .
( 4 ) . م : بىاختيار .
( 5 ) . الف ، ب : باباولى .
( 6 ) . الف ، ب : ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : « از نظر . . . جرايم وى » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : انتظام داشته بود .