لازم الاذعان به عزّ صدور پيوست كه سارو خان طالش به مرافقت محمد سلطان چگنى حاكم سبزوار و اسفراين « 1 » و حسن سلطان توكّلى حاكم جام و روشن سلطان لگزى حاكم جهانارغيان « 2 » و جمعى از يوزباشيان قورچيان و غلامان و تفنگچيان به اتّفاق تابينان و ميران احشامات كه از راه اخلاص و دولتخواهى به درگاه جهانپناه پيوسته بودند پيشتر از موكب فتح و ظفر به صوب قلعهء زمين داور « 3 » روان شده به محاصرهء آن قيام و اقدام نمايند . و بعد از آنكه مدّت اقامت موكب ظفر علامت در آن ولايت نيز به شش روز كشيد ، چون نعل ابرش پريوش به صوب مقصود در آتش بود ، هم عنان [ 59 ] كشورستانى و هم ركاب جهانبانى با دريا دريا لشكر و عالم عالم سپاه روى به راه آورده به صوب قندهار مرحلهپيماى گرديدند . و چون دولت بيدار اين شهريار دشمن شكار مانند سيلاب فصل بهار قبل از مرور و عبور به ابنيه و جدران ، همگى را ويران و با زمين يكسان مىسازد ، در اثناى راه عريضهء محراب خان چرخچىباشى كه به موجب فرمان لازم الاذعان پيشرو موكب ظفرنشان بود به اين مضمون به عرض همايون رسيد كه كوتوالان و مستحفظان قلاع دلارام و دلخك و كرشك از اصغاى خبر نصرت اثر توجّه موكب فتح و ظفر به تسخير قلاع آن كشور بدون انديشهء جنگ و جدل و دواعى سركشى و نافرمانى مفاتيح قلاع مزبوره « 4 » را سپرده از در اطاعت و انقياد درآمدند . و همچنين ساير قلاع جزئيه كه در رهگذار سيل بىزينهار عساكر نصرت شعار و بلوكات و ولايات آن ديار بود به حيطهء تسخير و تصرّف دولت پايدار درآمد و چون به وضوح پيوسته كه پردل خان كوتوال قلعهء بست در قلعهدارى سر زيادهسرى مىخارد ، اگر مقرّر فرمايند كه
هامش
( 1 ) . اسفراين : شهر قديمى در شمال شرق خراسان جزو ولايت نيشابور در جنوب رود اترك . در قديم مهرجان نام داشته است . ( دايرةالمعارف فارسى ) .
( 2 ) . الف ، ب : از اعيان . جهانارغيان دهى است از ولايت اسپراين بالاى شهر سبزوار . گاه اين ده را ارغيان به حذف جهان گويند . ( لغتنامه ) .
( 3 ) . زمين داور : از توابع قندهار واقع در محل پيوستن آبهاى سرچشمههاى هيلمند . ( سازمان ادارى ، ص 199 ) .
( 4 ) . الف ، ب : مذكوره .