تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
سلطنت پايدار دارد ، بال پرواز گشوده به وسيلهء سير و شكار ، زنگ ملال را از آيينهء خورشيد نظير زدود و چون در آن اوان دست جواد آن مفتاح كنوز جود و احسان به بخششهاى نمايان و عطاياى « 1 » بىپايان خود كرده بود « 2 » ، در شبى كه عمارت مباركه كرسكان ، بزم خوشدلى و باده‌گسارى آن مهر درخشان افق تاج‌دارى بود و كشيكچيان موكب و الا بر اطراف و جوانب آن عمارت عالى بنا مانند ثريا در يك‌جا جمع آمده به شغل مقرّر خود قيام و اقدام داشتند ، طبقى طلا از آن بزم ارم نما برگرفته از فراز آن عمارت سراپا زينت و زيب به نشيب انداخت و بر زبان گوهر بار جارى ساخت « 3 » كه ، اين هديهء آسمانى به كسى متعلّق است كه مبادرت و پيش دستى نموده آن را از زمين برگيرد و به امداد بخت [ 5 ] بلند و راهنمايى طالع ارجمند آن عطيهء كرامند « 4 » نصيب تهى دستى پيرو كه بيك غلام خاصّهء شريفه گرديده به بر گرفتن آن كار روزگارش به مرتبهء بلند عزّت و اعتبار رسيد . القصّه ، نهال اقبال آن نوباوهء بوستان جاه و جلال روزبه روز بر كنار جويبار سلطنت و شهريارى قد مىكشيد تا جهانيان را به استظلال ظل ظليل عاطفت خود از تابش آفتاب حوادث ايمن و مطمئن گردانيد . و از غرايب وقايع كه در خلال اين احوال روى نمود آن بود كه ، امام‌قلى ميرزا از اخلاف كرام خاقان فردوس مقام كه به جرم زياده‌سرى و فتنه‌گرى به فرمان واجب الاذعان آن حضرت ، مكحول البصر و نابينا شده بود در حينى كه چشم جهانيان به پرتو انوار طلعت همايون اين زيبندهء اورنگ سلطنت ربع مسكون روشن گرديد ، دعوى بينايى پيش گرفته به تجديد به دستيارى دست‌كارى « 5 » جديد ، ديده از ديدن پيش پاى خود پوشيد « 6 » و سرّ مدلول آيات بيّنات كه به هنگام استخاره به كلام ملك علام مشعر بر صبر و ثبات بود بر عالميان عيان شد ؛ چه اگر اين تازه‌نهال حديقهء اقبال زينت‌افزاى گلستان بىخزان مازندران بهشت‌نشان مىگرديد « 7 » ، بيم آن بود كه دعوى بيجاى ميرزاى مذكور در دار السلطنهء اصفهان به جايى رسد « 8 » كه ابواب مفاسد عظيمه بر روى روزگار مفتوح گردد و لنعم ما قال قائله .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : عطاى . ( 2 ) . الف ، ب : خود كرده . ( 3 ) . الف ، ب : ساخته . ( 4 ) . الف ، ب : كبرى . ( 5 ) . الف ، ب : تجديد بدكارى . ( 6 ) . ب : نوشيد . ( 7 ) . ب : مىكردند . ( 8 ) . م : به جايى در دار السلطنه رسد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 7 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى