انتظام مهام كارخانهء سلطنت ابد مقرون اين عزم صواب در جلباب احتجاب روز مىشمرد تا در شبى كه رشك فرماى ليالى قدر و غيرتافزاى شبهاى بدر بود چراغ اين متمنّى روشن و انجمن ضمير قدسى تخمير به گلهاى رنگارنگ حصول آن گلشن گرديد . و صورت واقعه آن بود كه در شكارگاه در تون ، من اعمال دار السلطنهء اصفهان كه چراگاه وحشى غزلان جهان و آبشخور ساير شكاريان آن مكان است در حينى كه شهريار شكارافكن به عزم شكار جرگه ديدهء ركاب را از جواهر سرمه ركوب همايون نور و بها فزوده حسب الفرمان و الا « 1 » جان نثار خان ايلچى فرمان فرماى ديار هندوستان ملتزم ركاب اقدس بود در « 2 » امنآباد عالم منام و شهرستان جهان رويا چنان مشاهده مىفرمايند كه شهريار انس و جان و فرمان فرماى ممالك ارواح و ابدان امير مؤمنان و پيشواى متّقيان - عليه السلام اللّه « 3 » الملك المنّان - در خانه نشستهاند « 4 » و اين خانهء خداى شهرستان جهانستانى به مرافقت جناب سلطان العلماء عازم ادراك سعادت زيارت [ 49 ] آن حضرت به در آن خانه رسيده منتظر اذن دخول آن سرور بر در مىايستند و مقارن آن قالع باب « 5 » خيبر - عليه صلوات اللّه الملك الاكبر - اشاره به دخول سلطانالعلمايى نموده به شهريار جهان و ولىنعمت جهانيان مىفرمايند كه خرم با ايرانيان دشمنى ورزيده خصمى مىنمايد « 6 » برو و قندهار را بگير . و آن سرور انگشت قبول بر ديده نهاده از همانجا به اين عزيمت برگشته مقارن آن بيدار مىگردند و بنا بر مضمون صدق مشحون :
مصراع « 7 »
خوشا خوابى « 8 » كه تعبيرش تو باشى
اطاعت فرمان مولاى مؤمنان و پيشواى سفيد رويان را به جان و جنان پذيرفته پيوسته پيشنهاد ضمير الهامپذير تسخير دار القرار قندهار مىبود ، تا در اين سال خير مآل كه خاطر قدس مناظر خاقان بلنداقبال از رهگذر نظام و انتظام مهام ممالك
هامش
( 1 ) . الف ، ب : و الا در آن شكار .
( 2 ) . الف ، ب : دامن .
( 3 ) . الف ، ب : « اللّه » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : نشستهاند .
( 5 ) . الف ، ب : « باب » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : مىنمايند .
( 7 ) . الف ، ب : « مصراع » ندارد .
( 8 ) . ب : خوانى .