سلسلهء والاتبار و والد « 1 » ماجد اين شهريار رفيع مقدار ، كه هريك در افق نامدارى آفتابى بودند سپهر اقتدار ، قرار و به شاهزادهء خورشيد اشتهار صفى ميرزا انتشار يافت . و به جهت ضبط سال تاريخ ولادت اين خورشيد اوج سعادت ، شعراى فصاحت پيشه و فصحاى بلاغت انديشه ، تواريخ دلپذير و اشعار بىنظير در سلك نظم كشيدند . و از همه بهتر و شكفتهتر گوهر لفظ غنچه بود كه از گلبن طبع وقّاد چمنآراى گلزار عقل و هنر گرامى برادر شكفتن آغاز نهاده در نظم اشعار آن داد بلاغت داده بود :
نظم
الهى در جهان چندان بماند * كه بر خاك فلك تكبير خواند
گفتار در توجّه رايات ظفر آيات به صوب تسخير دار القرار قندهار و فتح آن قلعهء سپهر كردار
سپه آريان جيوش دريا خروش آگهى و دانش و قلعهگشايان حصون حصينهء وايافتگى « 2 » و بينش ، كه در اقليم خرد و فرهنگ لشكركش جنود مسعود سخنسرايى و در گشايش قلاع سپهر ارتفاع مطلب نگارى گشايندهء ابواب مغلقهء داستان طرازى و معنىآرايىاند ، چون وقت آن رسد « 3 » كه در ميدان بدايعنگارى علم كاويان از خامهء سحر بيان برافرازند و به تيغ زبان بلاغت پيشه و سنان موشكاف خامهء فصاحت انديشه معركهء نبرد را « 4 » از هم به نرد پردازند ، با آنكه به درد پيرى گرفتار باشند همان در ميدان نادره بيانى جوانى كنند و هر چند قوت دست و پا را به علت ضعف شيخوخت « 5 » نقصان نمايان روى نموده باشد ، باز در معركهء امتياز جگردارانه خود را دل داده دست و پايى كه در [ 48 ] مضمار مطلب نگارى توانند زد بزنند ، از اينجاست
هامش
( 1 ) . الف ، ب : والده .
( 2 ) . الف ، ب : يافتگى .
( 3 ) . الف ، ب : رسيد .
( 4 ) . الف ، ب : گيرودار .
( 5 ) . الف ، ب : شيخوخيت .