و به هنگام ركوب آن سرور طنطنهء كوس دولت و جهانستانى و نعرهء ناى زرين و نفير سيمين و خروش گاودم و رويينهخم و جوش و خروش « 1 » مبارزان جوشن پوش و هاىوهوى بهادران دريا خروش به چرخ آبنوس پيوست و [ 50 ] اركان دولت روز افزون و اعيان سلطنت ابد مقرون و مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس و امراى عالىشأن و خوانين بلندمكان و ساير ملتزمان ركاب اقبال و جنيبتكشان موكب جاه و جلال همه غرق آهن و فولاد به خوشدلى و شادمانى در ركاب همايون روى به راه نهادند و به آيين جم و فريدون از شهر بيرون رفته در دولتآباد بر خوار « 2 » كه در سه فرسنگى شهر و حصار واقع است نخستين منزل شهريار دريادل گرديد و بنا بر نظام و انتظام مهام ملتزمان ركاب نصرت احتشام سه روز آن مرحله دولت آرام رامكان راحت و مقام استراحت فرمودند « 3 » كه اگر يكى از آحاد لشكر و افراد سپاه را از راه تهيهء « 4 » اسباب سفر و تدارك لوازم راه رجوعى به شهر باقى باشد به فراغ بال به شهر بازگشته به تدارك حال خود اشتغال نمايند .
و روز چهارم خاقان والاشكوه انجم گروه پاى دولت در ركاب سعادت در آورده مرحلهپيماى بودند تا افسر شكفتگى و خرمى به نزول « 5 » همايون بر سر باغ بهشت بنياد تاجآباد نهادند . و اين باغ بهشتآساى خرم و اين رشك فرماى گلستان ارم تا پنج هنگام مقام « 6 » آرام شهريار ايّام و خاقان سپهر احتشام بود . و هر روزه گلى تازه و شكفتگى بىاندازه در گلستان اقبال و بوستان جاه و جلال چهره مىنمود « 7 » و اخبار مسرّت آثار از اقطار ممالك محروسه به مسامع جلال خسرو بلنداقبال رسيده باعث شكفتگى تازه و خوشدلى بىاندازه مىگرديد . از آن جمله رسيدن عرايض رستم خان والى گرجستان كارتيل و جمال خان قزاقلر مشتمل بر وقوع گونه گونه فتح و ظفر به نظر كيميا اثر رسيده وسيلهء « 8 » انبساط خاطر انور گرديد .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « و خروش » ندارد .
( 2 ) . ب : بر جوار .
( 3 ) . تاريخ صفويان ، ص 106 : « بيست و دو روز در خوار مكث كردند » .
( 4 ) . الف ، ب : نديشه .
( 5 ) . الف ، ب : زوال .
( 6 ) . الف ، ب : مقام و .
( 7 ) . الف ، ب : مىنمودند .
( 8 ) . الف ، ب : و سلسلهجنبان .