و پاىبوس چون حلقه بر در بودند به اشارهء « 1 » و الا ابواب حصول اين متمنّى « 2 » بر روى خواهش دل گشودند و چون كار ابر بهارى پيوسته گوهر بارى « 3 » است ، كف دريا نوال آن يگانه گوهر بحر سلطنت و تاجدارى از در كامگزارى كافهء انام در آمده ، خواص و عوام را به موايد انعام عام خود شيرين كام گردانيد . و در همان روز فيروز كه شبش رشك « 4 » فرماى [ 3 ] شب عيد و روزش غيرتافزاى روز نوروز بود ، طالب خان وزير سابق ديوان اعلى را كه در آن ولا در عتبهء و الا و درگاه معلّى بود به رتبهء مجلسنويسى مجلس همايون سربلند و مقرّر فرمود كه ارقام لازم الاحترام مشتمل بر استمالت و عنايت بىغايت به اسم بيگلربيگيان و امراى عظام و حكام كرام و وزرا و كلانتران و ساير اكابر و اعيان ممالك محروسه به اين قيد عزّ صدور و شرف ورود يابد « 5 » ، كه هريك به دستور زمان فرخندهنشان اعليحضرت خاقان گيتىستان فردوس مكان خود را در محال متعلّقه به خود حاكم و فرمانفرما شمرده حكم حكومت و اقتدار خود را به امضاى همايون ممضى دانند .
و همچنين ارقام عنايت مضمون به اسم امرا و اركان دولت روز افزون موكب همايون به عزّ نفاذ رسيد كه به رسم استعجال متوجّه عتبهء اقبال و آستان جاه و جلال شده خود را به شرف سجده و پاىبوس اشرف اعلى سرافراز گردانند « 6 » . و با آنكه خطباى بلندآواز ملأ اعلى خطبهء سلطنت آن حضرت را به هنگام جلوس بر اورنگ شهريارى بر فراز منبر نه پايهء آسمان به بانگ بلند خوانده بودند به اشارهء و الا علما و فضلا و اكابر و اعيان و كافهء برايا و عموم متوطّنين دار السلطنهء اصفهان در روز جمعه هشتم ماه مذكور در مسجد جامع جديد شاهى جمع آمده بالانشين « 7 » منبر اجتهاد ، مير محمد باقر داماد * ، خطبهاى در نهايت فصاحت و كمال بلاغت به اسم سامى و
هامش
( 1 ) . م : « به اشاره » به علت پارگى محو ، از روى نسخهء ب ، ت ، تكميل گرديد .
( 2 ) . الف ، ب تمنى .
( 3 ) . م : « بارى » به علت پارگى محو ، از روى نسخه ب ، ت ، تكميل گرديد .
( 4 ) . م : « شبش رشك » به علت پارگى محو ، از روى نسخه ب ، ت ، تكميل گرديد .
( 5 ) . م : « محروسه تا ورود » محو و لا يقر ، از روى نسخه ب ، ت ، تكميل گرديد .
( 6 ) . الف ، ب : گردانيد .
( 7 ) . الف ، ب : بالانشينى .