ساحت دشت را نمونهء گلزار و غيرت لالهزار سازند « 1 » . و ساير اصناف امم و طوايف بنى آدم از سادات عظام و علماى اعلام و ملتزمان ركاب اقبال و ارباب عيش و طرب و اصحاب شور و شغب و معركهآرايان و اهل اصول و نغمات و اصناف محترفه « 2 » و رعايا ، فوج فوج مانند بحر اخضر به موج آمده ساحت آن مسافت را در نظر بيننده نمونهء گلستان و غيرت باغ و بستان نمايند و از « 3 » منازل مرحوم ميرزا تقى اعتماد الدولة كه به جهت سكناى خان مشار اليه معيّن شده بود تا « 4 » قريهء دولتآباد ، انواع اقمشه گرانبها از زربفت و مخمل و ديبا و مانند آن پاىانداز گسترانند « 5 » .
و همچنين به فرمان فرمان فرماى روى زمين اطراف ميدان نقش جهان را به جهت تهيهء چراغان چوب بست نموده آتشبازان نادرهكار تماثيل غريب و اشكال عجيب در فضاى ميدان سامان نموده ، به هنگام صدور فرمان قضا جريان شب تار را به آتش دستى غيرت روز نورانى سازند . و در روزى كه خان مشار اليه از دولتآباد به آستان گردون شأن روان مىشد ، حسب الفرمان « 6 » لازم الاذعان لوازم استقبال و پاىانداز به عمل آورده در ظاهر حصار در هر گل زمين گلهاى رنگين شكفتن آغاز نهاد و ولىنعمت عالم و عالميان نيز از راه مزيد عاطفت و ميهماننوازى بر سمند صبارفتار سوار شده هم عنان اقبال و هم ركاب جاه و جلال طريق استقبال آن خان والاتبار پيمودند « 7 » . و امراى عالىراى و اركان دولت و اعيان حضرت و مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس مانند كواكب اطراف و جوانب ، آن بدر منير را در ميان گرفته قطع مسافت مىنمودند تا در عرض راه قران مهر و ماه اتّفاق افتاده خان
هامش
( 1 ) . ب : رساند .
( 2 ) . الف ، ب : از « و ارباب . . . محترقه » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : « از » ندارد .
( 4 ) . ب : يا .
( 5 ) . تاريخ صفويان ، ص 104 : « روز شنبه بيست و نهم شعبان به حدود اصفهان رسيد » .
( 6 ) . الف ، ب : حسب الفرموده .
( 7 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 299 : « روز سهشنبه بيست و ششم شهر شعبان 1055 تخاقوىئيل متوجّه استقبال شدند » .