تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
جهان و صحن آن به گلهاى آتشى « 1 » چراغان و آتش‌بازى گلشن بود و چون زمان خواب و استراحت رسيد ، خان مشار اليه مرخّص و روانهء منزل خود گرديد و بعد از انقضاى اين جشن نورافزا و اين بزم عشرت‌پيرا هر روزه خان مشار اليه مشمول عواطف خسروانه و عنايات پادشاهانه مىبود تا گلزار نشاط و انبساط آن خان عالىتبار را از تندباد سوء مزاج آفت رسيده ، از راه پيرى و طىّ مسافت دور و دراز صاحب فراش گرديد . و چون شميم اين خبر به مشام شعور خاقان بحر و بر « 2 » رسيد ، نخست ، حكيم دانشور ميرزا محمد حسين قمى را كه طبيب سركار خاصّهء شريفه و جامع فنون علم و عمل بود به مداوا و معالجهء مشار اليه مأمور و مقرّر فرمودند كه در ازالهء مرض خان والاشأن يد طولى به كار برد « 3 » و بنا بر آنكه مداواى درد جناب خانى نوشداروى تفقّد و مهربانى اورنگ‌آراى سرير كيانى بود ، بعد از دو سه روز ديدهء ركاب ظفر انتساب را نور و بها افزوده به رسم عيادت ، منزل مشار اليه را مطلع مهر جهانتاب فرمود و آن چشم به راه صحت عاجل و قوت دل به مژدهء ورود خاقان ميهمان‌نواز شفاى عاجل و صحّت كامل يافته از اقمشهء گرانبها مانند زربفت و اكسون و ديبا در تمام راه بساط پاىانداز گسترد و به قدم خوشدلى و شادمانى طريق استقبال آفتاب اوج جهانبانى پيموده بعد از ادراك ملازمت زبان به عذر عواطف [ 40 ] بىكران و مراحم بىپايان گشود . و با آنكه قرار داد خاطر قدس مناظر آن بود كه خان سرگردان را به آيينى شايان روانه تركستان نموده به شعلهء تيغ آتش فشان غازيان ظفر تلاش قزلباش ، خس و خار اقتدار « 4 » راهزنان ديار هندوستان را از گلزار مملكت موروث وى پاك كند و اين عنايت بنا بر آنكه عساكر ظفر مآل در محال تيول و همه‌ساله و منازل متعلقه به خود بودند و جمعيّت سپاه منصور بنا بر بعد مسافت به زودى صورت نمىبست به خان مشار اليه پيغام دادند كه چون جمعيّت عساكر نصرت فرجام به جهت انجام مهام آن والامقام در كار است روزى چند در مقام عيش و عشرت مقيم بوده به خوشدلى و شادمانى بگذرانند « 5 » كه بعد از جمع آمدن سپاه خصم‌افكن
هامش
( 1 ) . الف ، ب : آتشين . ( 2 ) . الف ، ب : خاقان گيتىستان . ( 3 ) . ب : بود . ( 4 ) . الف ، ب : آفت . ( 5 ) . الف ، ب : بگذرانيد .