جمعى را به ميهمان دارى تعيين و به استقبال وى ارسال و صورت حال را معروض عتبهء جاه و جلال نمود و خاقان صاحبقران كه معدن مروّت و احسان و كان ميهماننوازى و غريب دوستى و امتنان « 1 » بود بعد از اطلاع بر كيفيّت ورود خان مشار اليه محمد بيك غلام خاصّهء شريفه يساول صحبت را حامل مبلغ يك هزار تومان اشرفى فرموده به طريق استعجال به استقبال خان شوريده احوال ارسال فرمود كه تا ورود ميهماندار ، خان والاتبار صرف نظام و انتظام روزگار خود نمايد و به دستور مقرّر و قاعدهء مستمر ارقام جهانمطاع و احكام لازم الاتباع به اسم بيگلربيگيان و امرا و حكّام و عمّال محال خراسان كه مرور و عبور خان مذكور بر آن وقوع مىيابد عزّ صدور يافت كه در مراسم مهربانى و ميهماننوازى و رعايت لوازم ادب و آداب اهتمام تمام « 2 » مرعى داشته نوعى نمايند كه خان مشار اليه مقضى المرام از محال متعلّقهء ايشان روان مىشده باشد . و تربيتيافتهء نعم گوناگون دولت ابد مقرون ، محمد على بيك اصفهانى را كه تشريف امتياز منصب والاى نظارت بيوتات در برداشت به افسر اعتبار ميهماندارى خان والاتبار سربلند و با نقود و اجناس بىكران بر اثر محمد بيك مذكور روان فرمودند و نامهء عنايت مشحون تفقّد مضمون مشتمل بر توجّهات گوناگون و تلطّفات از حد افزون به خان والاتبار مصحوب ميهماندار عزّ اصدار يافت . و بنا بر آنكه مرور و عبور خان مذكور بر الكاى رى و محال تيول مهدى قلى خان ايشيك آقاسىباشى ديوان بود مقرّر فرمود كه مشار اليه قبل از ورود خان والاشأن به محال تيول خود روان شده به لوازم نيكوبندگى و ميزبانى و ميهماننوازى قيام و اقدام نموده مشار اليه را به درگاه جهانپناه رساند و چون نعل ابرش خان دور از خانومان در آتش اضطراب بود ، در الكاى مرو دو سه روز بيش توقّف ننموده « 3 » به ايلغار بار اقامت در مشهد مقدّس معلّى گشود و از اين راه محمد بيك مذكور در مشهد معلّى ادراك ملاقات وى نموده بعد از آنكه از مرتضى قلى خان بيگلربيگى مشهد مقدّس در لوازم استقبال و ميزبانى ، تكلّفات « 4 » شايان و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : امتثال .
( 2 ) . الف ، ب : « تمام » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : نموده .
( 4 ) . هر سه نسخه : ميزبانى و تكلّفات .