تواضعات نمايان به تقديم رسيد ، به اتّفاق وى روانهء پايهء سرير خلافت مصير گرديد .
و همچنين امراى عظام مانند بيرام على خان بيات حاكم نيشابور و محراب خان بيگلربيگى دارالمؤمنين استرآباد به هنگام ورود خان والادودمان با قشون آراسته به استقبال شتافتند و لوازم ميزبانى و ضيافتهاى شايان و ارسال انواع تكلّفات و هدايا مرعى داشتند .
القصّه ، بعد از ورود خان والااحترام « 1 » به بلدهء بسطام « 2 » ، محمد على بيك ناظر بيوتات كه به ميهمان دارى مشار اليه تعيين شده بود وارد گرديده ، نقود و اجناس بىقياس و تحف و هداياى لايتناهى اساس كه از كرياس گردون مماس به رسم سوغات و يادبود احسان شده بود با چند سر اسب صرصر تك بادرفتار مزيّن به زين زر و لجام [ 38 ] مرصّع از نظر خان مشار اليه گذرانيد و ورود ميهماندار و گذرانيدن تحف و هدايا ، باعث استظهار بىشمار خان والاتبار گرديده به طريق ايلغار عازم دربار سپهر كردار گرديد و سرعت سير از باد بهار و سيل تندرفتار استعاره مىنمود تا وارد « 3 » الكاى رى و محال تيول ايشيكآقاسىباشى گرديده مشار اليه نيز زياده بر ساير امرا لوازم استقبال و اعزاز و احترام و ضيافتهاى نمايان و تكلّفهاى « 4 » شايان به تقديم رسانيد و بعد از انجام خدمات شايسته و تكلّفات و تواضعات بايسته به مرافقت خان والاشأن احرام كعبهء مقصود بسته روانهء آستان گردون شأن گرديد . و چون خبر قرب ورود خان چنگيزىنژاد به تقريب عرضه داشت مهدى قلى خان به عتبهء عليا و درگاه معلّى رسيد ، حكم جهانمطاع نافذ گرديد كه طوايف مردمان و كافهء خلق دار السلطنهء اصفهان از وضيع و شريف و بنده و آزاد و سياه و سفيد و پير و جوان و خرد و كلان كمر استقبال خان والاشأن بر ميان بسته از شهر بيرون روند و تا « 5 » قريهء دولتآباد برخوار كه تا دروازهء حصار سه فرسنگ راه است ، تفنگچيان كماندار ملبّس به لباسهاى فاخر از دو رويه صفآراى گرديده
هامش
( 1 ) . الف ، ب : ذوى الاحترام .
( 2 ) . بسطام : در يك فرسخى شاهرود قرار دارد . ( ناظم الاطباء ) .
( 3 ) . الف ، ب : ورود
( 4 ) . الف ، ب : تكلفات .
( 5 ) . ب : با .