و تعيين سردار صاحب اقتدار به اتّفاق روانهء خراسان شوند . و بنا بر آنكه نعل مركب خان مشار اليه در آتش تعجيل بود و دل نهاد اين عنايت نمىشد دست جواد خديو والانژاد ابواب خزاين جود و احسان را بر روى وى گشوده ، نقود و اجناس بىكران و مراكب بادپاى مزيّن به زينهاى زر و سر افسارهاى « 1 » مرصّع به گونه گونه در و گوهر و انواع تحف و هداياى گرانبها به جهت وى ارسال فرمود . و از امراى صاحب راى صايبتدبير سارو خان طالش را به سردارى عساكر فيروزى مآثر افسر امتياز بر سر نهاده ، همراه خان مشار اليه به صوب خراسان فرستاد « 2 » و به منطوق « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » « 3 » ارقام لازم الاحترام به صدور پيوست كه امراى خراسان كه جمعيّت ايشان نزد سردار لشكر ظفر شعار به سهولت و آسانى امكان دارد ، با سپاه و لشكر بر سر سردار جمعيّت نموده در استرداد مملكت موروث خان مشار اليه از ايادى متغلّبه « 4 » سعى موفور به ظهور رسانند و خان مستعجل خندان و خوشدل از راه مازندران خلدنشان به صوب مقصد روان شده ، بعد از ورود به آن خطّهء بهشت نمود ابواب مشغولى به خوشدلى سير و شكار « 5 » بر روى خواهش دل گشود . و بنا بر آنكه حسب الفرمان و الا مقرّر « 6 » شده بود كه جيب و دامان متمناى آن خان چنگيزىنژاد به آنچه دلخواه او باشد از طرايف تحف و غرايب اجناس گرانبها كه از عهد خجسته و زمان فرخنده خاقان گيتىستان فردوسمكان در هريك از عمارات جنّت آيات آن خطّهء خلد نظير مخزون و مدّخر است رشك گريبان كان و غيرت دامن عمان شود ، آنچه در هريك از عمارات سپهرآيين شايسته و رنگين مىديد رقم تملّك بر آن مىكشيد « 7 » تا به اين طريق به اتّفاق سارو خان وارد مشهد مقدّس معلّى گرديد .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « از جود و احسان . . . افسارهاى » ندارد .
( 2 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 303 : « روز هشتم شهر رمضان المبارك عازم صوب مقصد گرديدند و در يوم نهم شهر شوال سنهء مذكور داخل ولايت بلخ گرديد » ؛ تاريخ صفويان ، ص 104 : « در بيستم رمضان متوجّه خراسان شد و در نهم شوال 1055 داخل بلخ شد » .
( 3 ) . خزينة الامثال ، ص 175 .
( 4 ) . الف ، ب : « دارد با . . . متغلبه » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : سير شكار .
( 6 ) . الف ، ب : مأمور .
( 7 ) . الف ، ب : مىكشند .