از كار ، كار خود را كرده ، نقش مرامش بر تختهء ايّام درست نشسته است . و آن سادهلوح خون گرفته به احتمال صدق مقال آن طايفهء سخن ساز و صوابديد جمعى از خويشان خيرانديش بقاى خويش را در فناى ميرزا تقى خيال كرده از اشتعال شعلهء غضب قيامت لهب خديو بىهمال غافل و ذاهل گرديد و به اتّفاق هواخواهان از خرد بيگانه ، در اول روز چهارشنبه بيستم ماه مبارك شعبان « 1 » سال مذكور « 2 » به هنگام تيغ كشيدن مهر منير ، به « 3 » منزل ميرزا تقى روانه گرديده به قتل آن وزير يگانه تيغ خودكشى بر خويش كشيدند و بعد از ارتكاب آن امر ناصواب از گران خواب غلطكارى بيدار و از سياه مستى جرأت سرشار خود هشيار گرديده از راه ندامت و پشيمانى خود را به دار الامان عفو و بخشايش اورنگآراى سلطنت جاودان كشيدند و سر خجالت در پيش و تيغ انفعال در گردن ، سختگيرىهاى مرحوم مشار اليه را دستآويز جرأت بيجاى خود نموده ايستادگان عتبهء « 4 » اقبال صورت واقعه را به مسامع جلال خسرو بىهمال رسانيدند و بنا بر آنكه در آن روز آن جماعت ترك سر گفته و دست از جان شسته به آستان گردون « 5 » شأن پيوسته بودند شهريار تحمل كيش به انديشهء آنكه مبادا طريق فرار يا جرأت كار ديگر پيش گيرند به پردهپوشى عفو و اغماض ، خاطر پريشان ايشان را اطمينان داده بر زبان الهام بيان گذرانيدند كه چون سلوك ناملايم و اطوار ناهنجار ميرزا تقى بر آيينهء خاطر « 6 » اقدس عكسپذير نشده بود و امرى كه روى نموده مقرون به مصلحت دولت روز افزون بوده خاطر به عواطف بىكران و الطاف بىپايان مطمئن داشته خود را مورد تحسين و آفرين شايان شمرند و « 7 » بيشتر از پيشتر در نظام و انتظام مهام كارخانهء سلطنت ابدى اعتصام و اهتمام لازم دانسته به عنايات روز افزون اميدوار باشند و بعد از رسيدن مژدهء عفو
هامش
( 1 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ص 285 : « روز يكشنبه بيستم شهر شعبان ، 1054 هجرى و مطابق سنهء پيچىئيل تركى » ؛ عباسنامه ، ص 65 : « به تاريخ روز چهارشنبه بيستم شهر شعبان سنهء 1055 هنگام صبح به منزل مرحوم مزبور رفته به قتل رسانيدند » .
( 2 ) . الف ، ب : « سال مذكور » .
( 3 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : پايه .
( 5 ) . الف ، ب : آسمان .
( 6 ) . الف ، ب : « خاطر » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : « و » ندارد .