تحرير « 1 » حواشى و تعليقات بر « 2 » حل معضلات مصنّفات معتبره نموده دعاگويى « 3 » دوام دولت ابد مدّت را تالى صلوات مكتوبه « 4 » شناسد به شغلى ديگر اشتغال ننمايد مستدعى آن بود كه اين افسر سرافرازى به فرق اقتدار ديگرى از اعيان روزگار حواله شود و خاقان قدردان بنا بر آنكه ذات ستوده صفات آن جناب را مجمع محاسن « 5 » و محامد مىدانستند عذرپذير نگرديده اطاعت فرمان لازم الاذعان را بر وى واجب گردانيدند . و آن زيبندهء افسر سرافرازى چون به حكم المأمور معذور ، سر بر خط فرمان « 6 » فرمان فرماى جهان و جهانيان نهاده ابواب حل و عقد امور بر روى نزديك و دور گشاد ، شعلهء غضب قيامت لهب به فكر گوشمال زيادهسران بىادب كه به خود سر مرتكب قتل ميرزا تقى اعتماد الدولة شده بودند ، افتاد و راى آفتاب اشراق با انديشهء صوابنماى على قباد بيك چوله جغتاى كه به منصب والاى ايشيك آقاسىباشىگرى حرم محترم سرافراز بود اتّفاق « 7 » نموده بعد از انقضاى سه روز « 8 » از واقعهء قتل ميرزا تقى ارقام لازم الاحترام به نام مرتضى قلى خان بيجرلو ايشيك آقاسىباشى و « 9 » ديوانبيگى و سياوش خان قوللرآقاسى و قلندر سلطان تفنگچى آقاسى به خط گوهر بار عزّ اصدار يافت كه « 10 » به هنگام تيغ كشيدن آفتاب به آستان گردون جناب حاضر آمده مهيّاى اطفاى نايرهء شور و شرّ آن گروه زيادهسر باشند . و به موجب فرمان قضا جريان محرمان حريم عزّت ارقام مطاعه را سر به مهر به خيرانديش مصلحت كيش ، على قباد بيك مشار اليه كه پيوسته اقبالآسا مقيم درگاه معلّى بود رسانيده خدمتش را مأمور گردانيدند كه از راه رعايت حزم و احتياط به امراى مذكوره رساند و « 11 » بنا بر ازدياد اهتمام در اطفاى نايرهء فتنه و فساد تيغ جوهر دار مضمار جگر دارى داود بيك مهتر ركاب خانهء خاصّهء شريفه و شير عرّين
هامش
( 1 ) . الف ، ب : افاده تحرير .
( 2 ) . الف ، ب : خوانى و تعلقات .
( 3 ) . الف ، ب : دعاگويى .
( 4 ) . الف ، ب : « مكتوبه ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : مجالس .
( 6 ) . الف ، ب : « فرمان » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : « بود اتّفاق » ندارد .
( 8 ) . عباسنامه ، ص 66 : « روز يكشنبه 24 شهر مزبور [ شعبان ] كه چهار روز از آن قضيه گذشته بود » .
( 9 ) . الف ، ب : « و » ندارد .
( 10 ) . الف ، ب : « كه » ندارد .
( 11 ) . الف ، ب : رساننده .