تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
بيشهء خصم‌افكنى و دشمن شكارى احمد بيك يوزباشى غلامان و ادب‌آموز « 1 » دبستان سربازى و جان سپارى حق نظر بيك كه به رتبهء بلند معلّمى آن حضرت ممتاز و سرافراز [ 31 ] بود ، به هم دستى فوجى از غلامان زرّين‌كمر خاقان بحر و بر كه در معركهء فتح و ظفر چون تيغ و خنجر سراپا جوهر و در مضمار جگردارى و شير شكارى به شاگردى نوّاب گيتىستان فردوس‌مكان ، قائم‌مقام رستم دستان و نايب مناب سام نريمان بودند مسلّح و زره پوش مانند بحر اخضر در جوش و خروش آمده خود را مهيّاى امتثال فرمان مهر درخشان افق تاج‌دارى نمودند و بعد از تمهيد اين مقدّمات چون وقت آن رسيد كه به شعلهء تيغ مكافات ، خون « 2 » جانى خان و رفقاى وى به جوش آيد « 3 » ، در صبح روز يكشنبه بيست و چهارم ماه « 4 » مذكور ، فرمان و الا به احضار جانى خان و رفقا نافذ گرديده ، آن مغرور « 5 » برگشتهء هور را به موقف مؤاخذه و بازخواست حاضر گردانيدند و بنا بر آنكه در آن چند روز استشمام روائح عنايات گوناگون از گلستان عواطف خسروانه نموده « 6 » از همه راه مطمئن خاطر و فارغ بال بودند بعد از آنكه قورچىباشى مذكور به مرافقت جناب سلطان العلماء به درگاه آسمان جاه رسيد عازم آن گرديد كه قدم جرأت به كشيك‌خانهء ايشيك آقاسىباشى « 7 » حرم محترم نهاده به اتّفاق وزير اعظم به دستور سابق در معظّمات امور كارخانهء « 8 » سلطنت و انتظام مهام سپاهى و رعيّت لوازم اهتمام به تقديم رساند . در اثناى اين عزيمت مرتضى قلى خان ايشيك آقاسىباشى از قفاى وى درآمده به شعلهء يك زخم خنجر از خرمن شور و شرّ آن مغرور زياده‌سر اثر نگذاشت و بر اثر آن زخم منكر جمعى ديگر مانند امام‌ويردى بيك چوله و امثال وى به تيغ زمرّدفام امتثال فرمان به اتمام كارش پرداخته گردن اقتدارش را از كشيدن بار سر ، سبكبار ساختند . و نقدى خان « 9 » كه اشتعال اين شعلهء عالم‌سوز به باد دامن اغرا « 10 » و افساد وى بود ، چون
هامش
( 1 ) . الف ، ب : آداب . ( 2 ) . الف ، ب : « خون » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : آمد . ( 4 ) . الف ، ب : « ماه » ندارد . ( 5 ) . م : مغرو . ( 6 ) . الف ، ب : نمودند . ( 7 ) . الف ، ب : « باشى » ندارد . ( 8 ) . الف ، ب : اموركانه . ( 9 ) . الف ، ب : جان . ( 10 ) . الف ، ب : اغوا .