تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
به آن لآلى متلألئ نگشوده در نافرمانى و طغيان طريق اصرار پيمودند و رفته رفته كار را به جايى رسانيدند كه ابر مرحمت خاقان بهرام صولت را به كشت روزگار خود آتشبار گردانيدند و قلندر سلطان چوله جغتاى تفنگچى آقاسى را با فوجى از عساكر منصور و بيگلربيگيان و امراى كوه‌كيلويه و لرستان « 1 » و شوشتر و دزفول « 2 » و ساير محال فارس به تنبيه و گوشمال ايشان فرمان داده امراى مذكور و سپاه منصور به سرعت برق و باد روى تسخير به آن كوههاى سپهر بنياد نهادند و دايره سان بر آن حصنهاى حصين و قلعه‌هاى متين محيط گشته ابواب دخول و خروج را بر ايشان مسدود نمودند و آن بهايم سيرتان صحراگرد كه با وجود تحصّن در شوامخ جبال ، خيال چنان حال تباه و روز سياهى نكرده بودند چون ديدند كه كمند گيرودار شيرشكاران عن قريب به كنگرهء آن حصار استوار رسيده كار زندگانى بر ايشان دشوار خواهد گرديد ، به ديدهء عاقبت بين نظر بر مآل حال خود افكنده چند تن از سركردگان خود را از راه اظهار ندامت و انفعال و قبول اطاعت و انقياد به نزد سردار لشكر ظفر بنياد فرستاده طالب عفو و بخشايش گرديدند . و قلندر سلطان صورت واقعه را عرضه داشت پايهء سرير گردون نظير نموده مراحم خسروانه جرايم و زلات ايشان را به عفو و اغماض مقرون [ 26 ] و مقرّر فرمود كه چند نفر از ريش سفيدان ايل بختيارى را كه دامن زن شعلهء اين غلطكارى بوده‌اند مقيّد و محبوس نموده به درگاه معلّى آورد و بقيّهء آن طايفهء باغيه را در حصار امن و اطمينان در آورده مقرّر دارد كه از روى اميدوارى تمام به رعيّتى خود قيام و اقدام نمايند . و قلندر سلطان به مقتضاى فرمان عمل نموده بعد از احضار جمعى از ريش سفيدان به ديوان عدالت بنيان ، چون از « 3 » خليل خان نسبت به آن جماعت امرى چند كه مقرون به قانون عدالت نبود روى نموده بود ، افسر سربلندى حكومت ايل مذكور را از فرق اقتدار وى بر گرفته طايفهء مذكوره را به خاصّهء شريفه منسوب و داروغگى ايشان را به وقتان « 4 » بيك يوزباشى غلامان كرامت فرمودند .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : اردستان . ( 2 ) . الف ، ب : ديزفول . ( 3 ) . الف ، ب : « از ندارد » . ( 4 ) . الف ، ب : و قبال .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 408 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى