بيان رسيدن سلطان سيّارگان به عشرت سراى فروردين و تجديد سال فرخفال پيچنئيل مطابق سنهء اربع و خمسين بعد الالف
چون ديگرباره كوكبهء سلطان بهار به دروازهء گلزار رسيد ، سلطان گردون جناب « 1 » آفتاب در بيستم ماه اول سال هجرى متوجّه سرابستان حمل گرديد و طنطنهء كوس نوروزى غلغلهء مسرّت و عشرتاندوزى در شش جهت هفت اقليم افكنده گل پيرهنان گلستان در جشن نوروزى باغ و بستان بزم خودنمايى چيدند . مهر عالم افروز اوج صاحبقرانى در بيت الشرف سلطنت جاودان ، يعنى دار السلطنهء اصفهان به آراستن جشن نوروز سلطان « 2 » فرمان داده ابواب عشرت و شادمانى بر روى جهان و جهانيان گشاد و با آنكه در زمان فرخنده اوان اين زيبندهء اورنگ سلطنت جاودان هر روز غيرت شب عيد و هر شب آبستن روز نوروز بود و در عهد اين سايهء رحمت پروردگار چهار فصل به رنگينى فصل بهار جلوه مىنمود ، فرمانپذيران ، جشنى « 3 » ارمنهاد ترتيب دادند كه شاهد گل پيرهن فروردين و ارديبهشت را ياراى آن نماند كه رخت خودنمايى به صف نعال آن بزم بهشت سرشت كشد « 4 » ، و چون اين جشن ارم قرين به رسم و آيين سلاطين و قاعده و دستور گزين به مباركى و فيروزى منقضى گرديد مهر درخشان افق جهانبانى پرتو اهتمام بر انجام مهام دولت ابدى اعتصام گسترده سايهء انجاح مرام بر مفارق انام مبسوط گردانيد .
امّا سوانح اقبال كه در اين سال خير مآل روى نمود :
نخست « 5 » توهّم بىجاى الوار بختيارى و گوشمال زيادهسران ايشان به نيروى سرپنجهء اقبال بىزوال بود . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، جماعت بختيارى كه پيوسته از رهگذر صعوبت جا و مكان در قلاع و كوههاى سپهر ارتفاع
هامش
( 1 ) . الف ، ب : اقتدار .
( 2 ) . الف ، ب : « سلطان » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : جشن .
( 4 ) . الف ، ب : كشيده .
( 5 ) . الف ، ب : « نخست » ندارد .