استراحت گشود و چون رايحهء اين خبر به مشام شعور خاقان بحر و بر و شهريار هفت كشور رسيد ، فرمانپذيران كارخانهء سلطنت را مأمور گردانيد كه قبهء بارگاه عظمت و جاه را در كنار شهر به ذروهء مهر و ماه افراخته به قاليهاى ابريشمين و گستردنىهاى بالادست مزيّن و رنگين ساختند و بزمآرايان مجالس ارمنگار به چابكدستى نسيم بهار از اوانى و ظروف مرصّع و اسباب لازمهء جشن خسروانى گلهاى رنگارنگ در ساحت آن گلستان شكفانيده « 1 » جشنى به آراستگى بهشت و پيراستگى فروردين و ارديبهشت مرتّب و مهيّا گردانيدند . و چون وقت آن رسيد كه خسرو بلنداقبال « 2 » به مقتضاى مروّت جبلى و عطوفت ذاتى قدم در ديدهء ركاب استقبال آن يگانه ميهمان « 3 » گذارد ، به « 4 » هبوب نسيم توجّه آن حضرت در ساحت دشت « 5 » و بيابان گلستانى از كثرت و ازدحام امراى عظام و عساكر ظفر فرجام در « 6 » نظر تماشاييان گل كرد كه شميم شهرتش چون نسيم بهار اطراف اقطار را فروگرفت و بعد از شكفتن گلهاى رنگارنگ آن گلستان چتر همايون فال خسرو بلنداقبال در شاهراه استقبال بر فرق فرقدساى « 7 » آن مهر انور سايهگستر گرديده « 8 » ديده از جهان پوشيده آن ميهمان گزيده را در كنار بيدستان دار السلطنهء قزوين به پرتو انوار طلعت همايون منوّر گردانيد « 9 » و مقارن آن حال چون امامقلى خان شعشعهء آفتاب انور را بر سر خود سايهگستر ديد از مركب پياده گرديده به قصد احراز شرف ملازمت خود را به سايهء آفتاب چتر همايون كشيد و شهريار ميهماننواز بنا بر مراعات لوازم احترام و اعزاز آن ميهمان ممتاز ، از سمند صبارفتار برق تاز فرودآمده با « 10 » آن نقاوهء دودمان چنگيز خانى طريق معانقه پيمود و بعد از تقديم لوازم مراعات رسوم و آداب چون
هامش
( 1 ) . الف ، ب : شكوفانيده .
( 2 ) . الف ، ب : بلندپايه .
( 3 ) . الف ، ب : يگانه گوهر بحر ميهمانگذارى .
( 4 ) . الف ، ب : « و به » .
( 5 ) . ب : ساعت .
( 6 ) . الف . ب : از .
( 7 ) . الف ، ب : فرقدان .
( 8 ) . الف . ب : گرديده .
( 9 ) . تاريخ صفويان ، ص 98 : « روز چهارشنبه بيست و هفتم شهر رجب داخل قزوين شد » .
( 10 ) . الف ، ب : به .