و چون زر دهدهى دست به دست سكهء قبول روايى مىرسد « 1 » خدمتش هم در آن زمان فرخندهنشان قدم بر سلّم بلندپايهء ترقّيات نمايان گذاشته نخست به رتبهء يساولىصحبت مجلس ارم خاصيّت « 2 » و پس « 3 » از آن به منصب ارجمند ديوان بيگىگرى و حفظ و حراست ولايت آذربايجان سرافراز شد و چون آن حضرت رخت اقامت به سرابستان جنان كشيد ، اورنگ سلطنت به جلوس همايون خاقان رضوانمكان همدوش آسمان گرديد . چون در وقايع عظيمه كه در آغاز بهار دولت پايدار « 4 » روى مىنمود پيوسته [ . . . ] « 5 » . تير تركش جمعيّت عساكر اقبال بود و بعد از آمد و رفت خسرو پاشاى سردار روم و ظهور شور و شرّ جنگ مريوان و وقوع واقعهء زينل خان سپهسالار و توجّه رايات كشورگشا به دارالسلام بغداد ، افسر اعتبار سپهسالارى ايران « 6 » زيور فرق اقتدار وى گرديده « 7 » به اعلى مدارج قرب و منزلت رسيد . چون موكب جهانگشا از آن سفر خير اثر طريق معاودت به مستقر سرير سلطنت پيموده در دار السلطنهء اصفهان نزول اجلال روى نمود ، خدمت سامى تفنگچى آقاسىگرى كه به زمان بيك ناظر بيوتات مرجوع بود علاوهء منصب والاى سپهسالارى و ديوان بيگىگرى خدمتش گرديد و قبل از وقوع سفر خير اثر ايروان كه موكب اقبال در معمورهء جنّت قرين دار السلطنهء قزوين نزول « 8 » اجلال داشت عنايت بىكران افسر ايالت دار السلطنهء تبريز و امير الامرايى آذربايجان را به تغيير پيربوداق خان ، چنانچه ايمايى به آن شد ، بر فرق اقتدار وى [ 215 ] گذاشته منصب سامى ديوان بيگىگرى را كه به خدمتش متعلّق بود ، به منظور نظر تربيت و عنايت على قلى خان بيك برادر كهتر وى كرامت فرمود و بعد از انتشار و اشتهار خبر آمد آمد « 9 » سلطان مراد خواندگار روم بر سر دارالسلام بغداد خدمت تفنگچى آقاسىگرى را كه تا آن زمان به آن خان عالىشأن بود به مير فتاح مينباشى تفنگچيان اصفهانى كرامت فرموده به جهت حفظ و حراست قلعهء بغداد روانهء آن حدود نمودند .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مىرسيد .
( 2 ) . الف ، ب : همايون .
( 3 ) . الف ، ب : بعد .
( 4 ) . ب : پايدارى .
( 5 ) . هر سه نسخه افتادگى دارد .
( 6 ) . الف ، ب : ايران را .
( 7 ) . الف ، ب : گردانيده .
( 8 ) . الف ، ب : به زوال .
( 9 ) . الف و ب : خبر آمدن .