فردوسمكان و در آغاز بهار سلطنت خاقان رضوانمكان ، به دستور ، اميرالامراى آن ديار بود و در مدّت ايالت آن ولايت به هم دستى اطاعت طايفهء الوار كه به وفور جرأت و جلادت اشتهار دارند خدمات شايسته و جانفشانىهاى بايسته به تقديم « 1 » رسانيده منظور نظر تربيت و عنايت گرديده بود و چنانچه گذشت ، چون در عهد سلطنت و جهانبانى نوّاب خاقانى رضوان مكانى متوجّه سفر ناگزير گشت شاهويردى خان پسر مهترش منظور نظر تربيت و عنايت آن حضرت و قائممقام پدر گرديده به عرش الكمال جاه و جلال رسيد و چون از روزگار به علت مستى سرشار ، رسيد به او آنچه رسيد و چنانچه اشعارى به آن شد ، به تقريب تيغآزمايى زخمدار و به آن زخم روانهء سفر ناگزير گرديد ، مراحم بيكران « 2 » خسروانه و عواطف بىپايان پادشاهانه « 3 » على قلى خان خلف خردسالش را كه به حسن صورت و سيرت و وفور مردمى و موزونيّت در ميان امثال و اقران آيتى بود ، حسبالاستدعاى پدر ، بيگلربيگى لرستان و قائممقام وى گردانيد و على قلى خان تا آخر زمان آن حضرت به افسر اميرالامرايى لرستان سربلند بود . خان احمد خان ولد هلو خان اردلان در زمان خاقان گيتىستان « 4 » فردوسمكان ، به دستور ، چنانچه مذكور شد ، از امراى عالىشأن و حاكم شهر زور و بيگلربيگى ولايت كردستان بود و « 5 » چون در عهد خجسته خاقان رضوانمكان به شرحى كه گذشت از راه غلطكارى به چاه شرمسارى افتاد ، سليمان خان اردلان قدم بر سلّم بلندپايهء ايالت ولايت كردستان نهاد و او نيز تا آخر زمان آن حضرت والى آن ولايت و منظور نظر تربيت و عنايت بود « 6 » .
خسرو خان در آغاز بهار گلزار سلطنت پايدار بيگلربيگى دارالمؤمنين استرآباد و از امراى عالىشأن آن عهد و اوان ، به خيرانديشى و خير خواهى متفرد و ممتاز بود ؛ چون جان فداى شهريار جهان كرد عواطف بىكران و مراحم بىپايان ديگرباره قزاق خان بيگلربيگى سابق شيروان را بر روى كار ايالت آن ديار آورد و بعد از آنكه اعلاى
هامش
( 1 ) . ب : « اطاعت طايفه . . . به تقديم » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : بيكرانه .
( 3 ) . الف ، ب : عواطف داورانه .
( 4 ) . م : گيتىستانى خاقان .
( 5 ) . ب : « و » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : خواهد بود .