تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
كاردانى و سعى و اهتمام خود را در خدمات مرجوعه بر آيينهء ضمير قدسى تخمير عكس‌پذير گردانيده به منصب والاى وزارت مازندران بهشت‌نشان سرافراز و راتق و فاتق « 1 » امور جزيى و كلى آن خطّهء معمور « 2 » شد و سركارى عمارات « 3 » عالى و ابنيهء متعالى و احداث طرق و شوارع و ابداع خيابانها و اتساق و انتظام مهام اتمام آنها بر مدارج معارج « 4 » اعتبار و اقتدار وى مىافزود تا رفته رفته وزارت گيلان علاوهء وزارت مازندران وى گرديده پس از آن به اندك زمانى بر سلّم بلندپايهء وزارت اعظم صعود نمود و منازل مرحوم حاتم بيك اعتماد الدولة به سكناى مرحوم مذكور اختصاص پذيرفته از راه فالى كه در بدايت كار كمال تنگدستى و توزع بال زده بود ، به آن عبرت « 5 » سرا نقل مكان نمود و روز به روز به وساطت حسن كفايت و وفور جوهر ذاتى « 6 » و ظهور كاردانى و راستى صاعد مصاعد انواع ترقّيات گوناگون بود تا در خاطر قدسى سراير خاقان رضوان مكان موقعى عظيم يافته مدار عليه كارخانه سلطنت و پادشاهى گرديد و به نوعى بأس « 7 » و سطوت وى در دلها قرار گرفت « 8 » كه امراى عالىشأن و اركان دولت ابدنشان انديشهء مخالفت وى را خيال محال مىشمردند و در عرض مدّت وزارت با وجود آتش مزاجى و عدم اعتنا به سفك و دما و تخريب خانه‌ها به تأسيس مبانى خير و دلجويى فقرا و ارباب استحقاق مىپرداخت و به رسانيدن ادرارات و انعامات به سكنه و زوّار « 9 » عتبات مقدّسات و « 10 » سدره مرتبات و درويشان و گوشه‌نشينان اين گروه سعادت‌پژوه را خوش‌دل و شادان « 11 » مىساخت . و چون در آغاز اهتزاز بهارستان سلطنت اين شهريار گردون بسطت « 12 » ، چنانچه اشعارى به آن شد ، از راه سركارى عمارات روضهء مقدسهء منوّره شاهنشاه كشور اقامت و ولايت - على مشرفها « 13 » الف الف [ تحيّه و الثناء ] « 14 » - تحف و اجراى نهر
هامش
( 1 ) . م : راتق فاتق . ( 2 ) . ب : معموره . ( 3 ) . الف ، ب : عمارت . ( 4 ) . الف ، ب : « معارج » ندارد . ( 5 ) . الف ، ب : عشرت . ( 6 ) . ب : دانى . ( 7 ) . ب : يأس . ( 8 ) . الف ، ب : گرفته . ( 9 ) . الف ، ب : « و زوار » ندارد . ( 10 ) . ب : « و » ندارد . ( 11 ) . ب : خوشدلى و شادمانى . ( 12 ) . ب : سلطنت . ( 13 ) . م : مشرفيها . ( 14 ) . هر سه نسخه : ندارد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 324 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى