القصّه ، آن صدرنشين مجالس عليّين سالها در عهد خجسته خاقان خلد آشيان صاحبقرانى « 1 » [ 198 ] بر مسند صدارت متمكّن بود و هم در آن عهد فرخنده ، چنانچه در محل خود گزارش يابد ، به روضات جنان و بهشت جاويدان نقل مكان نمود .
منظر چهارم در ذكر ايشيك آقاسىباشيان آستان گردون شأن مشتمل بر دو باب
باب اول : ايشيكآقاسىباشيان ديوان
نخست ، ممتاز ارباب امتياز آن عهد و اوان زينل خان بيگدلى شاملوست كه در زمان فرخندهنشان نوّاب گيتىستان فردوسمكان ، چنانچه در ذيل حديقهء خامسه اشعارى به آن شد ، بر مدارج عزّ و علا ارتقا يافته به اين منصب و الا سرافراز شده بود . چون آن حضرت سير « 2 » سرابستان جنان را بر اورنگ سلطنت و شهريارى و تخت « 3 » ابّهت و تاجدارى گزيده خاقان رضوان مكان قائممقام جد بزرگوار گرديد ، روز به روز بر سلّم بلندپايهء ترقّيات گوناگون صعود مىنمود تا به پايهء بلند وكالت و مرتبهء ارجمند سپهسالارى عروج فرموده راتق و فاتق جزيى و كلى امور سلطنت ابد مدّت گرديد و « 4 » چون كوكب هر كمالى را آفت زوالى در دنبال مىباشد « 5 » ، در اثناى اعلاى اعلام جاه « 6 » و جلال در سال دوم جلوس همايون ، به شرحى كه سبق ذكر يافت ، به بلدى تيغ سياست به عالم باقى « 7 » شتافت .
دوم ، اغورلو خان ولد مهدى قلى خان شاملوست كه والد مشاراليه در زمان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : صاحبقران .
( 2 ) . الف ، ب : « سير » ندارد .
( 3 ) . ب : بخت .
( 4 ) . ب : « و » ندارد .
( 5 ) . ب : مىباشند .
( 6 ) . الف ، ب : « جاه » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : بقا .