تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آنكه مرحوم ميرزا رضى عم‌ّزاده مشاراليه از مسند صدارت برخاست ، خدمتش بر آن مسند سامى نشست و چون مشاراليه انزوا و گوشه‌نشينى گزيد ، درخشان « 1 » اختر برج سيادت و فروزان گوهر درج « 2 » نجابت ، ميرزا حبيب اللّه « 3 » صدرآراى سرير صدارت گرديد . جناب قدوسى انتساب خلف ارجمند رموز دان اسرار خفى و جلى ، مير سيّد حسين مجتهد جبل عاملى است كه ذكر جميلش در حديقهء دوم از اين گلزار هميشه بهار گزارش پذيرفته ذات ستوده صفاتش مفسّر كريمهء
« إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
« 4 » سجاياى رضيّه و خصايل مرضيّه‌اش در نظر تشنه‌لبان ماء معين مردمى نمونه از منهل عذب كوثر و تسنيم « 5 » ابر گوهر بار كف كريمش پيوسته بر كشت مرام محتاجان روزگار نمونهء ابر آذار در فصل بهار و گلزار خلق عميمش نسبت به كافهء عباد ، مفسر كريمهء
« إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ »
« 6 » از ياد دستيهاى نسيم عنايت بىغايتش عمله و فعله سركار وى به درد تهىدستى گرفتار و به جهت انجام مصالح « 7 » و ضروريات طعام شام تا نيم‌شب سرگردان شهر و بازار جامه دان محتاجى كه پوشيده « 8 » ثواب « 9 » در آن نباشد به جز صندوق‌خانهء آن جناب نشان نمىدادند و سفرهء احتياجى كه مايدهء جود و احسانش را بر سر آن نبينند در جايى نمىگشادند . مجملا ذات ستوده صفات و جلايل صفات ملكى ملكاتش بيشتر از آن است كه كلك بيان از عهدهء شمار كمى از بسيار آن برآيد ، بالجمله تشريف والاى صدارت بنا بر آنكه اختيار بخشش آن نداشت تا اواخر زمان فرخنده‌نشان خاقان رضوان مكان بر قامت قابليتش پايدار و پيوسته منظور انظار عاطفت و احسان شهريار والاتبار بود و « 10 » به كرات مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس از لفظ گهربار آن حضرت شنيده بودند كه مىفرموده كه هر بار كه ميرزا حبيب اللّه را مىبينم مىپندارم « 11 » كه يكى از ائمهء هدى - عليهم التحيّة و الثناء - را ديده‌ام .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : درختان . ( 2 ) . الف ، ب : برج . ( 3 ) . ب : « ميرزا حبيب اللّه » ندارد . ( 4 ) . يوسف ( 12 ) ، آيه 31 . ( 5 ) . الف ، ب : تسليم . ( 6 ) . فجر ( 89 ) ، آيه 7 و 8 . ( 7 ) . الف ، ب : مهام . ( 8 ) . الف ، ب : پيوسته . ( 9 ) . الف ، ب : اثواب . ( 10 ) . ب : « و » ندارد . ( 11 ) . الف ، ب : مىبينم گويا .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 326 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى