چهارم ، اعظم خوانين رفيع مكان ، جانى خان است كه بعد از ارتحال وى ، افسر سرافرازى اين منصب و الا به فرق اقتدار خان مشار اليه رسيده سرآمد امراى آن عهد و اوان گرديد و چون در حين توجّه خاقان رضوان مكان به روضات جنان و بهشت جاودان به اين منصب و الا ارتقا داشت ، شرح حال آن خان بلنداقبال بعد از گزارش جواهر واقعات زمان دولت ابد توأمان خاقان خلد آشيان صاحبقران - انار اللّه برهانه - « 1 » در ذيل آن دفتر محرر مىگردد ، ان شاء اللّه تعالى .
منظر دوم در بيان حال وزراى اعظم كه مبانى امور سلطنت و جهانبانى به راى رزين و فكر دوربين ايشان محكم مىباشد
اول ، سلطان العماء مفخر الامراء خليفه سلطان ، اگر اوراق اين گلزار هميشه بهار به « 2 » نسيم ذكر جميل آن جناب گرانبار شميم رياحين گردد سزا ، و اگر زبان قلم به بيان محامد اوصاف آن سرآمد « 3 » وزراى عالم در شيوا بيانى علم شود « 4 » بجاست .
چون ذيل حديقهء خامسه به ذكر والاى حسب و نسب آن مجمع البحرين كمالات صورى و معنوى زيب و بها پذيرفته حذرا عن التكرار ، به آن اكتفا نموده بر صحيفهء اظهار مىنگارد كه ، در آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى سلطنت و پادشاهى خاقان رضوان مكان ، چنانچه ايمايى به آن شد ، گلستان عزّ و شأن آن رفيع مكان به صرصر سخنان دروغ چراغ خان از طراوت و نضارت افتاده ابواب انزوا و انقطاع بر روى خاطر خورشيد شعاع خود گشاد و سالها علماى اعلام و فضلاى انام را بر سر خوان افاده و استفاضه « 5 » ميهمان داشت تا ديگرباره در عهد دولت خاقان خلد
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « برهانه » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : « به » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : سرآيد .
( 4 ) . الف ، ب : « وزراى . . . شود » ندارد .
( 5 ) . الف : استفاده . ب : افتاد و استفاده .