گردانيدند « 1 » . الهى تا ابر « 2 » رحمت نامتناهى بر كشتزار جهان باران و تا از سلطنت و پادشاهى در جهان نام و نشان باشد قبّهء نور فام آن شهريار خلد مقام ، مطاف خواص و عوام و اورنگ جهانپناهى و تخت تاجدارى و صاحب كلاهى به جلوس همايون ولىنعمت جهان و جهانيان كه گوهر رخشان آن درج و مهر درخشان آن برج است تا قيام ساعت و ساعت قيام مستدام باد .
مصراع « 3 »
و يرحم اللّه عبدا قال آمينا « 4 »
اكنون وقت آن است كه كلك گوهر سلك و خامهء عنبرينشمامه بنا بر قاعدهء مقرّر كه خاتمهء [ 193 ] هريك از حدايق اين هفت منظر را به ذكر امراى عظام و اركان دولت ابدى اعتصام و سادات كرام و علماى اعلام و مشاهير ارباب استعداد و اصحاب امتياز پيرايهء اختتام مىبخشد در اين حديقهء ارم نظام نيز جواهر زواهر « 5 » حال آن طايفهء كرام را در طىّ مناظر متعدده « 6 » در سلك نظام و انتظام كشد ، و من اللّه الاعانة و التوفيق .
هامش
( 1 ) . از جمله تواريخى كه براى واقعهء مرگ شاه صفى يافتهاند چنين است ، حمزه خان حاكم ولايت نيمروز ، در تاريخ مرگ شاه صفى گفته :چو پرسد كسى سال رحلت بگوى * « جوانمرد شاهم جوان مرد حيف »( 1052 ه . ق )
و شخصى ديگر چنين يافته :شاه صفى پادشه بحر و بر * كرد چو از عالم فانى گذرگفت خرد از پى تاريخ او * « ماه صفر كرد ز دنيا سفر »قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 263 .
( 2 ) . ب : از .
( 3 ) . الف ، ب : « مصراع » ندارد .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 91 ، ص 21 .
( 5 ) . ب : زواهير .
( 6 ) . الف : مناظر معدوده . ب : منازل و معدوده .