قدرخاقان خورشيد افسر در ساعتى غير مكرّر كه در اواخر شب ششم ماه محرم الحرام اتّفاق افتاده بود و جهانيان نالان و گريان به تعزيت شاه شهدا و تشنهلبان باديهء كرب و بلا قيام و اقدام مىنمودند به عزم سفر خيراثر قدم در ديدهء ركاب فتح و ظفر نهاده به باغ قوشخانه و عمارت « 1 » ارم نشانهء آن باغ بهشت بنياد نقل « 2 » مكان فرمود و چون نعل ابرش پريوش در آتش سرعت سير بود بعد از آنكه در دولتآباد اقامت [ فرمود ] « 3 » مراسم تعزيت روز عاشورا به تقديم رسيد از راه نطنز « 4 » و عباسآباد عنان توجّه به صوب مقصد انعطاف داده در بيست و يكم ماه مذكور در دارالمؤمنين كاشان نزول اجلال روى نمود « 5 » و مردم كاشان سر و جان در رهگذار ابرش صبارفتار نثار كرده لوازم تهنيت و مباركباد ورود همايون به جاى آوردند [ 192 ] و مقارن آن ايلچيان ندر محمد خان والى ولايت بلخ به آستان گردون شأن رسيده به عزّ بساط بوس سربلند گرديدند و چون نزديك به آن رسيده بود كه ساقى خمخانهء زمانه به پر كردن پيمانهء حيات آن شهريار يگانه خانهء قرار و اصطبار جهانيان « 6 » را ويران سازد ديگرباره « 7 » به تحريك نسيم بهارى انجمنآراى بزم مىگسارى گرديده به كشيدن اقداح راح ، بام را به شام و صباح را به رواح متّصل گردانيد و مزاج قدسى كه از رهگذر فصدهاى پى در پى ضعف و نقاهت تمام داشت تاب صدمهء شرب مدام نياورده به ضرورت وقت پهلو بر بستر بيمارى گذاشت و سرآمد اطبّاى مسيحا دم حكيم احمد كه در آن ولا به طبابت ذات اقدس معزّز و محترم بود در تشخيص مرض و ازالهء آن هر چند لوازم سعى و اهتمام به تقديم
هامش
( 1 ) . الف ، ب : عمارات .
( 2 ) . ب : نقل و .
( 3 ) . م : ندارد .
( 4 ) . ب : نظر . نطنز : شهرى است در مسير كاشان و اصفهان ، در دورهء سلجوقيان و صفويه نطنز در مسير دو شاهراه پايتخت و رفت و آمد زيادى بوده و از طرفى به واسطهء آبوهواى خوب و موقعيت جغرافيايى از تفرجگاهها و شكارگاههاى شاهان بوده است . ( دايرةالمعارف فارسى ) .
( 5 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 260 : « در شب يكشنبه ششم شهر محرم الحرام به طالع سيزدهم درجهء دلو و موضع آفتاب شانزدهم درجهء برج حمل داخل ولايت كاشان شدند » .
( 6 ) . الف ، ب : جهانبانى .
( 7 ) . ب : ديگره .