خود را به نور طلعت همايون آن حضرت روشنايى فزود و شرح ورود مشاراليه در محل خود از مساعدت بخت مأمول « 1 » است ، ان شاء اللّه « 2 » وحده العزيز .
ديگر از سوانح اين سال ، ورود حكيم نظام الدين محمود ، ايلچى پادشاه والاجاه دكن بود كه به مرافقت امامقلى بيك كه به رسم سفارت به آن ولايت رفته بود در آستان سپهر منزلت بار اقامت گشود و در روزى كه خاقان روى زمين اورنگنشين بزم بهشتآيين بود به عزّ بساط بوس و شرف مجالست سربلند و ممتاز گرديده ذريعة الاخلاص ، پادشاه والاجاه مذكور را با كرايم تنسوقات و جلايل تحف و هدايا كه به رسم سوغات همراه آورده بود از نظر اشراق اثر گذرانيد . و همچنين ايلچيان اسفنديار خان والى اورگنج و لوند خان والى داديان به اتّفاق معينا محمدا وزير رستم خان والى گرجستان كارتيل به تقبيل عتبهء عليا تلثيم درگاه معلّى سرافرازى يافته بعد از گذرانيدن پيشكش و هدايا و سرافرازى به انواع عاطفت و احسان به جانب ديار خود شتافتند .
و هم در اين سال ، قابل آقاى ايلچى سلطان ابراهيم خواندگار جديد به جهت استقرار و استحكام مبانى صلح و صلاح به درگاه جهانپناه رسيده بعد از تلثيم عتبهء عليا يادبود سلطان ابراهيم را به نظر قبول آن حضرت رسانيد و پرتو الطاف شهريار دريادل شامل حال قابل آقا گرديده در اوقاتى كه اقبال مثال ملتزم ركاب جاه و جلال بود به تفقّدات شايان و برداشتهاى نمايان سربلندى كرامت مىفرموده و از جمله عنايات خسروانه و نوازشات پادشاهانه « 3 » آن بود كه به اشارهء و الا ميرزا تقى وزير ديوان اعلى و ساير امرا و اركان دولت ابد مدّت به مناسبت قدر و منزلت بر اثر يكديگر قابل آقا را به مهمانى طلب كرده در منازل خود بساط انبساط و خوان « 4 » عشرت و نشاط گستردند و بعد از مدّتى كه بر سر خوان احسان ميهمان موايد الوان بود ابواب بخششهاى نمايان و انعامات شايان « 5 » بر روى وى گشوده رخصت انصراف به صوب ديار خود كرامت فرمود و مقارن آن مقصود سلطان خلفا را [ 189 ]
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مأمون .
( 2 ) . الف ، ب : ان شاء اللّه تعالى .
( 3 ) . الف ، ب : داورانه .
( 4 ) . ب : انبساط دخول .
( 5 ) . الف ، ب : بىپايان .