بزم آرايى نوروز سلطان در ساحت گلستان و انتقال خسرو سيّارگان در سال فرخفال ئيلانئيل تركى مطابق هزار و پنجاه « 1 » از هجرت رسالت پناه « 2 » از زمستان خانهء حوت به بيت الشرف حمل
چون وقت آن رسيد كه عريانتنان گلستان از جامه خانهء احسان سلطان بهار ديگرباره خلعت نوروزى و تشريف جهانافروزى در بركنند و جهان پير به شكفتن گلهاى الوان ، زليخا سان جوان گرديده ساحت باغ و بستان را يوسفسان نمايد سلطان چهار بالش عناصر و اجرام و اعتدالبخش مزاج ليالى و ايّام در روز چهارشنبه هشتم شهر ذىالحجة الحرام در مقام شرف خود قرار و آرام گرفته طنطنهء كوس فيروزى و غلغلهء جشن جهانافروزى به گوش چرخ آبنوس رسيد و به فرمان آفتاب اوج سلطنت و جهانبانى بزمآرايان مجالس ارمنشان به آراستن جشن نوروز سلطان « 3 » پرداخته هنگامهء عشرت و شادمانى را در عمارت « 4 » گردون امارات تالار طويله مهيّا و آماده ساختند . و خاقان عشرتاندوز در آن روز فيروز به دستور مقرّر چون مهر انور بر اورنگ زر سايهگستر گرديده ايلچيان روس و ساير ميهمانان خوان احسان را به آن بزم ارمنشان حاضر گردانيدند و بعد از گرمى هنگامهء عيش و شادمانى به آتش بىدود « 5 » بادهء ارغوانى و نشئه « 6 » شراب خوشدلى و كامرانى به طلوع فروزان اخترى از افق سلطنت و جهانبانى دو بالا رسيده سلسلهجنبان جشن جديد و عيش رغيد گرديد . و چون از روزى كه على مردان خان تيره روز ولايت دار القرار قندهار را از كف داده با جهان جهان روسياهى روى تيرهبختى به هندوستان نهاده بود پيوسته قرار داد خاطر اقدس و پيشنهاد ضمير مقدّس استرداد آن ديار و بلاد و در آغاز بهار [ 187 ] اين سال خيريت مآل كه سلطان روم به ارسال رسل و رسايل مبانى صلح و صلاح و قواعد عهد و پيمان را مجددا استقرار و استحكام داده بالكليه خاطر
هامش
( 1 ) . در حاشيه م : پنجاه و يك .
( 2 ) . الف ، ب : مصطفوى .
( 3 ) . الف ، ب : جشن نوروزى .
( 4 ) . الف ، ب : عمارات .
( 5 ) . ب : بيداد و .
( 6 ) . الف ، ب : نشاط .