تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و الا از آن طرف جمع بود ، تصميم عزيمت استرداد دار القرار قندهار فرموده ارقام مطاع لازم الاتباع و احكام و مناشير آفتاب شعاع سپهر ارتفاع به اسم بيگلربيگيان و امراى عظام و حكام كرام و قورچيان و غلامان و تفنگچيان و ساير عساكر ظفر فرجام و عموم يساقيان « 1 » ايلات و اويماقات به تأكيد تمام به عزّ نفاذ رسيد كه به اهتمام تمام مهيّاى سفر خير انجام صوب خراسان بوده چون رستم خان سپهسالار در آن ديار بار اقامت گشايد به سرعت برق و باد روى جمعيّت به آن ديار و بلاد نهاده به اردوى وى ملحق گردند و به اشارهء و الا عيسى بيك يساول صحبت خاصّهء شريفه و برادر سپهسالار به صوب صواب آذربايجان مرحله‌پيما و مقرّر گرديد كه در آن ولايت به نيابت برادر از نظم و نسق آن كشور با خبر بوده خان رستم‌نشان با لشكر ظفر توأمان از راه استعجال به صوب صواب « 2 » خراسان روان شود و بعد از ورود به آن حدود مترصّد قرب ورود موكب مسعود باشد كه عما قريب ماهچهء رايت فيروزى آيت بر ساحت آن ولايت پرتو وصول خواهد افكند . و همچنين به فرمان فرمان فرماى روى زمين سواى جماعت هميشه كشيك ، ساير عساكر نصرت قرين كه در درگاه آسمان جاه بودند به جهت تهيّه و تدارك سفر خير اثر خراسان به صوب منازل و اوطان خود رجوع نمودند و چون جمعيّت جنود اقبال را تهيهء ذخيره و تدارك آزوقه شايان در خراسان در كار بود ، اغورلو بيك غلام خاصّهء شريفه و ناظر دفترخانهء همايون به جهت ابتياع غلّه و جمع آوردن سورسات « 3 » روانهء خراسان و مقرّر گرديد كه صاحب جمع خزانهء عامره آنچه به جهت قيمت غله و تدارك آزوقه لازم شمرد ، مصحوب مشار اليه روانه گرداند و در خلال اين احوال ، منهيان اقبال به مسامع جلال رسانيدند كه شعشعهء قرب ظهور نير « 4 » باهر النور آفتاب عالمتاب اوج سلطنت و جهانبانى و بدر فروزان آسمان مملكت‌گيرى و كشورستانى ، برج خورشيد راى افق شهريارى ، درج گوهر خيز بحرين سرورى و تاج‌دارى ، اعنى خاقان خلد آشيان « 5 » صاحبقران - اسكنه اللّه بحبوحة الجنان - چشم
هامش
( 1 ) . ب : نساقيان . ( 2 ) . ب : باصواب . ( 3 ) . الف ، ب : سيورسات . ( 4 ) . ب : نيز . ( 5 ) . ب : آستان .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 306 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى