روز افزون و اجراى اوامر و احكام معدلت ابد مقرون مصروف داشته گاهگاه به ملاحظهء عرض سپاه ظفرپناه و ديدن سان تفنگچيان رايت توجّه مىافراشتند و چون وقت آن رسيد كه هواى مازندران بهشت قرين نسبت به رسيدگان آن سرزمين از در گرمى درآمده اقامت و توقّف در آن ديار صعب و دشوار گردد ، الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به صوب مستقر سرير سلطنت و مقرّ دولت ابد مدّت حركت فرموده به بلدى قايد اقبال در ييلاق فيروزكوه نزول « 1 » اجلال روى نمود و چون قبل از توجّه موكب ظفرنشان به صوب صواب « 2 » دار السلطنهء اصفهان ، فرمانپذيران در عمارت « 3 » دگل به تهيهء شكار جرگه و جمع آوردن جانوران شكارى پرداخته هنگامهء صيدافكنى شهريار جهان را گرم ساخته بودند ، بعد از ورود به آن [ 184 ] مقام محمود سمند صبارفتار را به عزم شكار گرمرفتار فرموده دست و بازوى جهانگشا به صيد وحشيان گرفتار دام جرگه گشودند . و چون چتر همايون فال شهريار بلنداقبال سايهء نزول اجلال به ييلاق فيروزكوه انداخت ، اسبان خانهزاد كه از ايلخىهاى خاصّهء شريفه به ييلاق مذكور آورده بودند به اركان دولت و اعيان حضرت و امراى عالىشأن و عساكر ظفرنشان قسمت فرموده عقاب رايت فتح آيت بعد از تقسيم اسبان از راه هيلرود و خوار به صوب مقصد بال پرواز گشود و سلطان بلاغى كه در اين سفر مسرّت اثر به دولت مرافقت موكب ظفر خاصيّت سربلند بود در الكاء خوار « 4 » به دستورى خسرو والاتبار طريق معاودت به دار السلطنهء قزوين پيموده موكب ظفر قرين از راه سياه كوه و نمكزار وارد دارالمؤمنين كاشان گرديده عمارت مباركهء چشمهء فين كه به معمارى راى رزين آن حضرت همدوش چرخ برين بود به نزول « 5 » خسرو روى زمين به چرخ هشتمين رسيد و بعد از اقامت چند روزه كه آن عمارت « 6 » خلدآيين به نزول « 7 » آن حضرت آب زندگانى در كوزه ديد جذبهء شوق مردم دار السلطنهء اصفهان كه چشم به راه غبار رهگذار موكب ظفر شعار بودند سلسله
هامش
( 1 ) . الف ، ب : زوال .
( 2 ) . الف ، ب : باصواب .
( 3 ) . الف ، ب : عمارات .
( 4 ) . ب : جوار .
( 5 ) . ب : زوال .
( 6 ) . الف ، ب : عمارات .
( 7 ) . الف ، ب : زوال .