جنبان گرديده عنان توجّه آن حضرت را به آن طرف منعطف گردانيد و از راه رعايت ساعت سعد « 1 » و انحراف از كواكب موهومهء مشهوره در روز جمعه دوم شهر ربيع الاول از دروازهء حسنآباد « 2 » داخل آن خطّهء ارمنهاد گرديده آن روز سعيد را بر مردم دار السلطنهء اصفهان ، نمودار « 3 » روز نوروز و شب عيد گردانيد و چون آفتاب اوج سلطنت و جهانبانى بار « 4 » خوشدلى و شادمانى در بيت الشرف خود گشود ، بنا بر قرب ورود ايلچى روم كه به اشارهء و الا دنبالهرو موكب مسعود بود قراخان بيك برادر جانى خان قورچىباشى را به مرافقت جمعى از امرا و اعيان به استقبال ايلچى مذكور مأمور فرمود و بعد از آنكه فرمانپذيران حسب الفرمان قضا جريان طريق استقبال پيموده ايلچى مشار اليه را داخل شهر نمودند فرمان همايون به عزّ نفاذ رسيد كه در يكى از جمعات كه در مسجد جامع « 5 » جديد شاهى جمعيّت خلايق به جهت اداى جمعه و جماعات « 6 » روى مىنمايد ايلچى مشار اليه را به مسجد برده بعد از اداى نماز ميهمان صدر عالىشأن ميرزا حبيب اللّه باشد . و همچنين يك روز ميرزا تقى اعتماد الدولة و يك روز جانى خان قورچىباشى به ميهمانى ايلچى مشار اليه قيام و اقدام نموده لوازم مهربانى و مهماننوازى نسبت به وى به جاى آورند « 7 » . و بعد از اقامت رسم ضيافت ايلچى مذكور را به انواع عنايت و عاطفت « 8 » ، دلجويى و مرخّص فرموده ابراهيم خان ايكرمى دورت قاجار حاكم سابق بردع « 9 » به ايلچىگرى و سفارت ديار روم موسوم گرديده طريق آن مرز و بوم پيمود .
ديگر از غرايب « 10 » سوانح كه در فصل تابستان اين سال در حدود طبس گيلكى من اعمال خراسان به وقوع انجاميده خبر سنوح آن به دربار اقبال رسيد ، وزيدن باد
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « سعد » ندارد .
( 2 ) . ب : جشنآباد .
( 3 ) . ب : نمود از .
( 4 ) . ب : باز .
( 5 ) . الف ، ب : « جامع » ندارد .
( 6 ) . ب : جماعت .
( 7 ) . ب : آوردند .
( 8 ) . الف ، ب : عواطف .
( 9 ) . بردع در كنار رود ترتر و شمال شوشى و شرق گنجه قرار دارد . ( سازمان ادارى ، ص 194 ) .
( 10 ) . الف ، ب : « غرايب » ندارد .