طرفين تمام مردم آن ده با يكديگر « 1 » دست و گريبان مىگردند و بنا بر ضيق مكان ، جنگكنان از ده بيرون مىروند و مقارن آن آفت زلزله قدم به آن ده نهاده شروع در كند و كوب ابنيه و عمارات آنجا مىنمايد و مردم آن ده نيز از آن « 2 » آفت « 3 » به سلامت مىمانند « 4 » .
ديگر از سوانح اين سال ، ارتحال جمعى « 5 » از امرا و ملتزمان ركاب اقبال و سرافراز شدن جمعى ديگر از امرا و اعيان به مناصب جليل الشأن « 6 » است . از آن جمله كلبعلى خان بيگلربيگى ولايت چخورسعد و اميرالامراى ايروان بود كه نقد حيات را نثار ولىنعمت جهان و جهانيان نموده محمد قلى بيك جغتاى كه در آن ايّام از سفارت ولايت روم طريق معاودت پيموده منظور نظر عاطفت و احسان شهريار جهان بود ، به پايهء بلند و رتبهء ارجمند ايالت ولايت ايروان صعود نمود و چون بعد از تمكن مشار اليه بر مسند اقتدار به عرض شهريار كامكار و خاقان گردون وقار رسيد كه حاكم ايل بيات بعد از فوت كلبعلى خان يكى از ملازمان خود را برانگيخته بوده كه شيخ الاسلام ايروان را بنا بر آنكه دربارهء وى حكمى شرعى نموده و آن حكم خاطرخواه وى نبوده به قتل رساند و آن بىمروّت كمفرصت به تيغ جرأت آن خدمت را به تقديم رسانيده ، لاجرم به فرمان لازم الاذعان خاقان مرحمت شيم محمد قلى خان ، بيگلربيگى جديد ايروان آن حاكم واجب القتل را به سزا و جزا رسانيد .
ديگر از سفرگزينان جهان جاودان ، شاهرخ سلطان حاكم دينور « 7 » و كرمانشاهان بود كه بعد از فوت مشار اليه ايالت آن ولايت به عارج معارج ترقّيات نمايان شيخ على بيك اميرآخورباشى جلو برادر مرحوم مشار اليه و منصب ارجمند اميرآخورباشىگرى به نجف قلى بيك برادر كهتر وى كرامت شد و نهال نشو و نماى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : يكديگر .
( 2 ) . الف ، ب : « آفت زلزله . . . از آن » ندارد .
( 3 ) . ب : از آفت .
( 4 ) . ب : مىماند .
( 5 ) . الف ، ب : جمى .
( 6 ) . ب : جليل ايشان .
( 7 ) . دينور : شهرى است ميان بغداد و همدان و كردستان . ( خاتمهء شاهد ، ص 103 ) .