از آنجا هم عنان كامكارى و همركاب خصم شكارى روى توجّه به خطّهء خلد بنياد دار السلطنهء فرحآباد نهاده ابواب شكار ماهى رود تجنيه رود و سير متنزّهات كنار دريا بر روى دولت خداداد گشادند و چون گلهاى هميشه بهار خطّهء خلد آثار اشرف در انتظار معاودت موكب ظفر شعار روزگار مىگذرانيد ماهچهء رايت ظفرآيت « 1 » بر ساحت خلد مساحت آن ولايت پرتوافكن گرديد و در آن خطّهء ارم نما به صوابديد راى آفتاب ضيا طومار نسق آستانهء عرش نشانهء روضهء رضا - عليه التحيّة و الثناء - لباس تحرير « 2 » و تكميل در بركرده به ميرزا محسن متولّى آن روضهء سدره مرتبهء عرش درجه « 3 » كه در آستان گردونشأن بود تسليم و خدمتش را مرخّص و مقرّر فرمودند كه بعد اليوم دادوستد سركار فيض آثار را از قرار طومار مذكور معمول و منظور دارد .
و هم در آن اوقات محمد قلى بيك جغتاى كه طريق ايلچىگرى و سفارت به ديار روم پيموده بود به مرافقت محمد آقاى ايلچى فرمان فرماى آن مرز و بوم معاودت نموده زبان صدق بيان به تبليغ رسالت گشودند و نامهء صداقت ختامه خواندگار منظور انظار اشراق « 4 » آثار گرديده محمد آقا را به افسر توجّهات گوناگون سربلند گردانيد .
و همچنين در آن خطّهء خلد قرين ايلچى والى باشىآچوق با پيشكشهاى لايق به درگاه آسمان جاه رسيده به شرف پاىبوس و عزّ مجالست مجلس بهشتآيين سربلند گرديد و كرايم تنسوقات و جلايل تحف و هدايا را كه به رسم پيشكش همراه آورده بود از نظر كيميا اثر خاقان بحر و بر گذرانيده مطالب و مقاصد والى آن ولايت را به عزّ عرض رسانيد و تا هواى دلگشاى مازندران بهشتنشان با هواى گلزار جنان همداستان بود مجالس ارمنشان مرتّب فرموده ايلچيان مذكور و ساير ميهمانان را به آن مجالس « 5 » بهشتآيين طلب مىنمودند و بعد از بسط « 6 » بساط انبساط و گرمى هنگامهء عيش و نشاط ، اكثر اوقات فرخنده ساعات را به اعلاى اعلام سلطنت
هامش
( 1 ) . الف ، ب : رايت اقتدار .
( 2 ) . الف ، ب : تجريد .
( 3 ) . الف ، ب : « عرش درجه » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : اشراف .
( 5 ) . ب : مجلس .
( 6 ) . الف ، ب : « بسط » ندارد .