سرافراز گرديدند . و چون ماهچهء رايت ظفر علامت پرتو وصول بر ساحت آن ولايت افكند ، عوض بيك برادر داود بيك مهتر « 1 » ركابخانه به وزارت و تصدى ولايت لار ، و عيسى خان سلطان بوزچلو به حكومت بورى و پنبك « 2 » و آغچهقلعه و گرجاسب بيك يوزباشى غلامان برادر اوتار خان حاكم خوار و سمنان به رتبهء يساولىصحبت افسر اعتبار بر فرق اقتدار گذاشته به شرف پاىبوس سربلندى يافتند .
و هم در اين سال اوتار خان مذكور به جرم آنكه حسب الفرمان عالىشأن مقرّر شده بود كه اردوبيگى بوده آغروق همايون را پيشتر از موكب ظفر اثر به جانب فيروزكوه برد و در آن باب طريق مساهله و تعويق پيموده بود از خدمت مذكور و ايالت خوار و سمنان معزول و قراخان بيك يساول صحبت برادر جانى خان قورچىباشى اردوبيگى گرديده منوچهر بيك غلام خاصّهء شريفه به حكومت خوار و سمنان رسيد .
ديگر از سوانح عجيبه و وقايع غريبهء اين سال كه در ايّام توجّه موكب ظفرنشان به صوب مازندران بهشت بنيان در دار السلطنهء قزوين روى نمود ، سرخرويى تيغ قهرمان قهر به خون شاطرى بىنام و نشان بود .
خلاصهء اين مقال و تفصيل اين اجمال « 3 » آنكه ، در مبادى جلوس همايون بر اورنگ سلطنت ربع مسكون ، چنانچه در محل خود رقمزدهء كلك شيرين مقال شد ، چون « 4 » شعلهء خس و خار دعاوى دور از كار درويش رضاى نابكار در دار السلطنهء قزوين به آب تيغ جوهر دار مردم آن ديار فرونشست ، مريدان و معتقدان آن بنگى لوط خوار به ناچار سر به خرقهء انتظار آمدن وى به صورت ديگر كشيده چون سگ سگبان گمكرده از دنبال وى مىگرديدند « 5 » ؛ تا در اين سال فيروزى مآل ، شاطر مذكور
هامش
( 1 ) . ب : مهر .
( 2 ) . م : بنيك : سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 194 : « پمبك » گلستان ارم ، ص 92 ؛ « پنبگ » خلاصة السير ، ص 279 : « پنبك » . در نزديكى شوره گل واقع است . ( گلستان ارم ، ص 92 ) ؛ در جنوب كوه سم ختيان در سرچشمههاى بزچلو كه سرانجام از جنوب به كر مىپيوندد . با اندكى اشكال مىتوان تصور كرد كه پمبك از توابع قراباغ بوده است . ( سازمان ادارى ، ص 195 ) .
( 3 ) . ب : « و تفصيل اين اجمال » ندارد .
( 4 ) . ب : خون .
( 5 ) . الف ، ب : مىگرديد .