سردار روانهء ديار روم گردد و به موجب فرمان سارو خان طالش و ندر على بيك تركمان « 1 » وزير جانى خان قورچىباشى كه متّصف به صفات قابليّت و زباندانى بود در بهار سال فرخفال توشقانئيل به جهت تشييد مبانى صلح و صلاح روانهء بشيوه و قزلرباط « 2 » شده به اتّفاق مصطفى پاشاى وزير اعظم خواندگار مبانى امر مصالحه را قرار و استقرار دادند و از طرفين صلحنامجات به اين مضمون مكمل ساخته « 3 » هريك رايت مراجعت به صوب ولايت خود افراشتند « 4 » .
امّا « 5 » سواد سنورنامچهء همايون كه به خامهء بلاغت ختامهء ميرزا عبد الحسين منشى الممالك نگارش پذيرفته مصحوب سارو خان ارسال شد « 6 »
آنكه ستايش و نيايش بىآلايش ، سزاى عتبهء كبرياى مبدع لايزالى است كه به محض قدرت كامله ، عالم كون و فساد را از نهانخانهء كمون « 7 » به جلوهگاه ظهور آورده به وجود فايض الجود سلاطين بلنداقبال كه مظهر جمال و جلال مهيمن متعالند التيام و انتظام داده خلعت كرامتشأن را به طراز اعزاز
« ثُمَّ
« 8 »
جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ »
« 9 » مطرز و گوش هوش صدقنيوش اين گروه والاشكوه را به گوشوارهء
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « تركمان » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : به شيوه قزلرباط .
( 3 ) . الف ، ب : ساختند و .
( 4 ) . قصص خاقانى ، ج 1 ، ص 255 : « در اين سال فرخندهفال كه سنهء 1048 هجرى و مطابق اودئيل تركى بود روز شنبه دوم شهر محرم سارو خان تالش را حضرت خلافت پناه مقرر فرمودند كه به ولايت روم رفته سنورنامچه را به امهار سرداران و اعيان و اشراف بلاد روم رسانيده به زودى مراجعت نمايد » .
( 5 ) . الف ، ب : « امّا » ندارد .
( 6 ) . سارو خان در يازدهم ماه محرم به استانبول وارد شد . او نيز مانند محمد قلى خان مورد استقبال قرار گرفت و در چهاردهم ماه محرم در حضور صدر اعظم مصالحه نامه به امضاى طرفين رسيد . ( تاريخ نعيما ، ج 3 ، ص 406 ) .
( 7 ) . ب : تكون .
( 8 ) . هر سه نسخه : انا .
( 9 ) . يونس ( 10 ) ، آيه 14 .