متبوع اعاظم الوزراء ، مستتبع « 1 » افاخم الامرا مؤتمن الدولة العلية العالية العثمانية السلطنة معتمد « 2 » البهيه السلطانية صدر عالىقدر صايبتدبير ، مشير « 3 » كافى راى صافى ضمير ، دستور مكرم محترم ، مصطفى پاشاى وزير اعظم - ادام اللّه اقباله - را بر سبيل وكالت مطلقه تعيين فرموده بودند كه تمهيد قواعد مصالحه و معاهده ما بين و تشخيص سنور و سرحد طرفين نموده نوعى نمايد كه من بعد اهل فتنه و فساد را مجال گفتوگو و عناد نباشد . ما نيز رفاه حال عجزه و مساكين و فراغ بال كافهء براياى جانبين را منظور داشته ، ايالت و شوكت پناه ، جلالت و ابهت و نصفت دستگاه ، عالىجاه « 4 » نظاما للايالة و الاقبال ، سارو خان را كه از جمله امراى معتبر و خوانين معتمد اين دودمان ولايتمكان و محل اعتماد نوّاب همايون ماست مقرّر فرموديم كه از جانب اشرف ما وكيل بوده به اتّفاق جناب وزارت و ايالت مآب مشار اليه اركان صلح و صلاح و محال سنور و سرحد را استقرار و استحكام داده در اين باب وثيقهء معتبره مستجلّه از جانبين موافق صلاح دولت طرفين به تحرير آورند . و ايالت پناهين عالىجاهين مومى اليهما بعد [ 169 ] از تشييد مبانى عهد و پيمان سنور و سرحد جانب دارالسلام بغداد و آذربايجان را بدين عنوان قرار دادند .
بابتى كه تعلّق به منسوبان پادشاه والاجاه و منسوبان دودمان ولايتنشان دارد :
جستان و بادراى « 5 » و قصبهء مندلجين الى درتنگ « 6 » كه سنور در تنگ سرميل است آنچه صحراست تعلّق به منسوبان ، پادشاه والاجاه دارد و كوه به منسوبان دولت ولايتنشان متعلّق است ؛ درنه و درتنگ كه سنور آن سرميل است به منسوبان پادشاه والاجاه متعلّق است ؛ جاف و ضياء الدين و هارونى تعلّق به منسوبان پادشاه والاجاه دارد ؛ و بيره و زره بى « 7 » به منسوبان دودمان ولايتنشان متعلّق است ؛ قلعهء زنجير كه
هامش
( 1 ) . ب : مستليع .
( 2 ) . الف ، ب : « معتمد » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : مشر .
( 4 ) . الف ، ب : « عالىجاه » ندارد .
( 5 ) . بادراى بدره : يكى از بخشهاى شهرستان ايلام در مشرق صالحآباد ( معين ) .
( 6 ) . در تنگ در ولايت ذهاب قرار دارد . ( سازمان ادارى ، ص 203 ) .
( 7 ) . رسالهء سرحديه ، ص 79 : زردونى ، از عشاير كرد ايرانى و مسكن آنها ساقى آرى ، گرانگرند ، روانى ، شاه جاوى ، جوانرود و آب سيروان است . خلاصة السير ، ص 270 : « زردوى » .