تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
در قلهء كوه است خراب شود و دهكدهء طرف غربى به منسوبان پادشاه والاجاه و دهكدهء شرقى به منسوبان دودمان ولايت‌نشان تعلّق داشته باشد ؛ كوه كه در بالاى قلعهء زلم « 1 » واقع شده اين طرف كوه كه « 2 » به زلم نگاه مىكند از منسوبان پادشاه والاجاه روم است و قلعهء اورامان « 3 » و دهكده‌هاى توابع آن از منسوبان دودمان ولايت‌نشان « 4 » باشد ؛ شهر زور كه سنور گدوك چقان است ، قزلجه و توابع به منسوبان دولت پادشاه والاجاه و مهربان « 5 » و توابع آن به منسوبان دودمان ولايت‌نشان « 6 » متعلّق است . بابتى محال آذربايجان كه از طرفين « 7 » در ميانه خراب شود ، قلعه قتور ، قلعه ماكو ، قلعه مغاذبرد ، « 8 » و احدى از امرا و حكام اين دودمان مخلّد البنيان از آن تجاوز جايز ندارند و چون حقيقت ما فى السطور بر ضمير انور جلوه ظهور يافت رابطهء خلت و وفا و قاعدهء محبّت و صفا را واسطهء بركات الهى و حسنات « 9 » نامتناهى و باعث آسايش عباد و آرامش بلاد دانسته از صدق نيت و صفاى طويت بر آن قرارداد راضى شده عهد فرموديم كه بعد اليوم در مراسم مصادقت و مصافات و لوازم موافقت و موالات چون صبح دوم صادق دم و مانند قطب فلك راسخ قدم باشيم و همواره مراسم يگانگى و يك‌جهتى و قواعد دوستى و يكتادلى را مستحكم داشته تا از آن طرف قرين الشرف خلاف عطوفت و الفت امرى به صدد ظهور « 10 » نرسد كه مفسدان و حاسدان مجال اغوا و افساد بيابند « 11 » . از اين جانب مضمون اركان و داد
هامش
( 1 ) . تاريخ نعيما ، ج 3 ، ص 407 ؛ عثمانلى تاريخى ، ج 2 ، ص 607 : « ظالم على » . ( 2 ) . الف ، ب : « كه » ندارد . ( 3 ) . اورامان : اورمان مركب است از دو ناحيهء جداگانه كه در شمال سيروان قرار دارد . اورمان لهون كه در جنوب غربى كوه اورمان و جنوب شرقى دشت شهرزور واقع است . اورمان تخت ، در مشرق كوه اورمان قرار دارد . ( سازمان ادارى ، ص 205 ) ( 4 ) . الف و ب : شان . ( 5 ) . م : مهرمان . تاريخ نعيما ، ج 3 ، ص 407 ؛ تاريخ امپراطورى عثمانى ، ج 3 ص 2043 ؛ خلاصة السير ، ص 280 : « مهربان » . ( 6 ) . الف ، ب : شأن . ( 7 ) . ب : طرفى . ( 8 ) . الف ، ب : معاذبرد : قلعه‌اى است در طرف مغرب آرپاچاى ، آخرين نقطهء شمال غربى خاك ايران . ( سازمان ادارى ، ص 192 ) . ( 9 ) . ب : حسناى . ( 10 ) . الف ، ب : صدور و ظهور . ( 11 ) . ب : نيابند .