تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 29

مساهمون:

صمقدمه ٢٩
عراق عرب و به دست آوردن قلعهء دارالسلام بغداد گماشته بودند واقعهء ناگزير حضرت گيتىستانى را فرصت عظيم شمرده خسرو پاشا وزير اعظم را كه از وزراى آن سلسله به مزيد كياست و كاردانى و افزونى دانش و استقامت راى و تدبير امور سپهدارى از اقران برتر مىزيست ، سردار لشكر عثمانى كرده با گروه انبوه از طايفهء قاپوقلى ، يعنى غلامان درگاه و سپاهى اوغلان وينكچرى و امرا و حكام مالك عثمانى از ثغور اسلام و حدود فرنگستان تا سرحد ولايات عجم و خزانه موفور و توپخانه و يراق غير محصور بدين ديار فرستادند و از هر طرف ميران سنجق و قبايل و اكراد و عشاير و جمعى غفير به او پيوسته جمعيتى عظيم در اردوى سردار فراهم آمد كه در هيچ زمان سرداران روم به اين استعداد از ولايت روم به اين مرز و بوم نيامده بودند و امرا و پاشايان و بزرگان هر طبقه از طبقات جنود آل عثمان زياده از ديگر سرداران سابق گردن به طوق فرمانروايى او نهاده به هيچ وجه از اشاره و فرمان او تجاوز نمىتوانستند نمود و او در ميانه لشكر به غايت نافذ الامر و و انقلاب بر روى جهان و جهانيان باز كرد ، سلطان روم و فرمان فرماى آن مرز و بوم را به شنيدن اين خبر شورش اثر ، سوداى خيال محال بر دماغ هجوم آورده به گمان آنكه تخت فيروزبخت مملكت ايران به جلوس همايون پادشاهى نافذ فرمان همدوش فرقدان نيست هواى استرداد دارالسلام بغداد و ساير ديار و بلاد عراق عرب در سر پديد آمد و خسرو پاشاى وزير اعظم خود را كه در عهد خجسته و زمان فرخندهء خاقان گيتىستان فردوس‌مكان نيز لشكر به ديار عجم كشيده بود سردار عسكر پرشور و شرّ خود نموده به تهيهء لوازم امر مزبور بر مدارج ترقّياتش افزود و سردار مذكور با دريا دريا سپاه و لشكر آن كشور از [ طايفهء ] قاپوقلى و سپاهى اوغلانى و ينكچرى و ساير طبقات حشم و اصناف امم و خزاين موفور و اسباب غير محصور و توپ و توپخانه به صوب ديار عجم روانه گرديد و چون از ديار بكر رخت اقتدار به ديار موصل كشيد تسخير شهر زور را