عباسنامه ص 163 « داراشكوه ولد كلان خود را ، كه از ساير اولاد او به خطاب وليعهدى امتياز دارد ، به اتفاق سعد اللّه خان وزير و رستم خان دكنى سپهسالار و مشاهير امرا و وجوه سپاه و عساكر با توپهاى اژدر شعار صاعقه كردار و فيلان كوه بنيان رفيع اركان روانهء دار القرار قندهار گردانيد .
دارا شكوه با بعضى از امرا و عساكر از راه ملتان و دوكى و چوتيالى روانه گشته و جمعى از عساكر را از راه كابل روانه نمود . . . » .
برگشته هور به مصلحت نخوت و غرور لشكرى گران به سركردگى عبد العزيز خان پسر اكبر خود به دفع فتنه باقى يوز مأمور فرموده » .
خلد برين ص 513 دارا شكوه پسر اكبر خود را كه به خطاب وليعهدى از ساير فرزندان وى امتياز تمام داشت سردار و به استرداد قندهار روان گردانيد و دارا شكوه به اتّفاق سعد اللّه خان وزير و رستم خان دكنى سپهسالار و معارف امرا و مشاهير صاحبصوبهها و سپاه انبوه و افيال كوه تمثال و توپهاى ثعبان مثال طريق استعجال مىپيمود تا در عرض راه بنا بر هجوم لشكر و ازدحام سپاه خود به اتفاق جمعى از امراى صاحب وجود و حشرى از لشكريان راجپور از راه مولتان و دوكى و چوتيالى رهگراى شده . . . » .
روش تصحيح در تصحيح اين اثر از سه نسخه استفاده شده است :
1 . نسخهء متعلّق به كتابخانهء ملك به شمارهء 4132 . اين نسخه به خطّ مرتضى قلى ابن محمد يوسف افشار در سال 1105 ه . ق . استنساخ شده است . از اين نسخه به اختصار
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 32
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
صمقدمه ٣٢