و در نگارش معانى بىشريك و انباز است . خطش محضر قبول به خط مسلمى رسانيده و نظمش ريشه در زمين دلها دوانده ، چون پيوسته شاهد معنوى است « واله » تخلص دارد » . 20
محمد يوسف ، خلد برين را در زمان حكومت شاه سليمان به سال 1078 ه . ق .
نگاشته است و در نگارش كتاب حجيم خود از منابعى چون صفوة الصفا ، حبيب السير ، احسن التواريخ ، فتوحات امينى ، عالمآراى عباسى ، ذيل عالمآراى عباسى و عبّاسنامه سود جسته است 21 .
خلد برين ، مشتمل بر هشت روضه و يك خاتمه است 22 . حديقهء ششم و هفتم از روضهء هشتم وقايع دوران شاه صفى و شاه عبّاس دوم را تا سال 1071 ه . ق . در بر مىگيرد . وى در نگارش اين بخش به دو كتاب ارزندهء ذيل عالمآراى عباسى 23 و عبّاسنامه نظر داشته است ، تا جايى كه استخوانبندى كتاب نيز براساس دو منبع يادشده تنظيم شده است ، امّا در اين ميان ، ديدهها و شنيدههاى خود را نيز افزوده و در اغلب موارد ، وقايع تاريخى را مفصّلتر از دو كتاب يادشده ، آورده است . از اين روست كه اهميّت كتاب حاضر در پژوهشهاى تاريخى عصر صفوى مشخّص مىشود . ابو الحسن قزوينى ، صاحب كتاب فوايد الصفويّة كه سخت تحت تأثير خلد برين بوده و وقايع دوران صفويّه را تا زمان شاه عبّاس دوم از خلد برين اقتباس نموده است ، در مقايسهء خلد برين با عبّاسنامه مىنويسد :
« وقايع ايّام آن حضرت را مفصّلا ميرزا طاهر وحيد نيز به رشتهء تحرير كشيده ، مؤلف تاريخ خلد برين زياده از وحيد نوشته است » . 24
به مقايسهء اجمالى خلد برين با ذيل عالمآرا و عبّاسنامه توجّه كنيم :
ذيل عالمآراى عباسى ص 16 « امّا غريب شاه بعد از آن كه در لاهيجان تمكّن يافته قلعه به تصرّف او درآمد ، لشكريان خود را با امرا و خلد برين ص 19 « امّا غريب شاه گمراه بعد از آنكه خود را در لاهيجان بر تخت سلطنت و پادشاهى مملكت گيلان متمكّن
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 27
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
صمقدمه ٢٧