تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 28

مساهمون:

صمقدمه ٢٨
سپهسالاران در لشته‌نشا و كوچسفهان و كنار آب سفيدرود گذاشته خود با معدودى به استظهار گيلانيان عزيمت الكاى تنكابن ، كه در ميانهء گيلان و رستمدار واقع است ، نموده ؛ حيدر سلطان قويله حصارلو حاكم تنكابن حصارى را كه جهت مسكن خود ترتيب داده بود استحكام داده خود با فوجى از غازيان تا كنار رودخانه كه در سه فرسخى حصار مذكور واقع است و در آن وقت طغيان داشت ، به مقابلهء او رفت . غريب شاه از جلادت و تهور غازيان انديشمند گشته جرأت از آب گذاشتن نكرد و خبر آمدن امراى عظام و مغلوبيت منسوبان خود شنيده قطع نظر از تسخير تنكابن و آن حدود كرده از همان‌جا بازگرديد » . پنداشت ، چون خاطر به متابعت و مطاوعت ديو ساران مملكت گيلان من جميع الجهات جمع داشت ، بعد از سه روز امرا و سپهسالاران و لشكريان خود را در كنار رود سفيدرود و فرضهء كوچسفهان گذاشته خود با معدودى چند از اعيان و مقرّبان رايت عزيمت به تسخير تنكابن كه واسطة العقد ولايت گيلان و مازندران است افراشت . حيدر سلطان حاكم تنكابن بعد از اصغاى اين خبر دهشت اثر با سپاه و لشكرى كه داشت همّت به دفع شور و شرّ آن مغرور زياده‌سر گماشته روى ايلغار به جانب رودخانهء منظر كه در عرض راه معبر آن بداختر و از رهگذر طغيان آب در آن وقت دريايى بود پرشوروشرّ ، گذاشت » . ذيل عالم‌آراى عباسى ص 39 « مبارز رزم‌آزماى قلم در ميدان سخن سراى و عرصهء معركه‌آرايى دواسبه بدين عنوان طريد و نبرد مىنمايد كه قبل از اين رقم‌زدهء كلك بيان گرديده كه چون سلطان روم و اركان دولت آل عثمان كه هميشه همّت قاصر به استرداد ملك خلد برين ص 52 « يكه‌تاز كلك وقايع طراز در طىّ نشيب و فراز اين داستان چنين تك و تاز مىنمايد كه ، چون خبر قيامت اثر سفر گزيدن خاقان گيتىستان فردوس‌مكان به شهرستان جنان و بهشت جاويدان ابواب انواع شورش