تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
و هم در آن اثنا مير فتاح مين‌باشى تفنگچيان اصفهانى به رتبهء ارجمند تفنگچى آقاسىگرى سربلند و به حفظ و حراست قلعه مأمور و روان گرديد . و همچنين خلف بيك چرخچىباشى كه پيوسته در معارك جان‌فشانى مقدمة الجيش لشكركشى « 1 » و كاردانى بود به حفظ و حراست قلعهء دارالسلام بغداد مأمور و روان و مقرّر گرديد كه بيكتاش خان بيگلربيگى و ساير امرا و مستحفظان قلعهء دارالسلام در امور متعلّقه به قلعه‌دارى از صلاح و صوابديد وى بيرون نروند « 2 » و چون مقدّر و مقرّر بود كه در بازار روزگار بيع و شراى قلعهء دارالسلام بغداد و رفاه حال كافهء عباد و امنيّت و اطمينان ديار و بلاد به وقوع انجامد تفوّق « 3 » و برترى خلف بيك بر امراى قلعه‌دار گران و دشوار آمده دست و دل غازيان جان‌نثار را از كار برد . القصّه ، چون سلطان مراد وارد دارالسلام بغداد گرديد مانند سيل بىزينهار « 4 » روى به تخريب قلعه و حصار آورده كار را در آغاز كار بر غازيان قلعه‌دار دشوار گردانيد و در لوازم امر قلعه‌گشايى مبالغه و اهتمام را به جايى رسانيد كه در ايّام محاصره از صباح تا رواح و از بام تا شام در يك مقام قرار و آرام نداشت و مبالغه [ 165 ] وى در امر قلعه‌گيرى به حدّى بود كه خواب و خورد و قرار و آرام را بر طاق نسيان گذاشت و با آنكه غازيان قلعه‌دار ، سينه سپر بلا كرده در حفظ و حراست قلعه به جان و جنان مىكوشيدند و به ضرب توپ صاعقه بار ، محمد پاشاى وزير اعظم و بسيارى از پاشايان معتبر را در خاك و خون كشيدند و چندين بار با عساكر بىشمار وى كه بر سر سيبه‌ها ريخته بودند « 5 » دست و گريبان گرديده بسيارى از ايشان را به ديار عدم مىرسانيدند ، سر رشتهء كار قلعه‌گشايى را از دست نمىداد و « 6 » بيشتر از پيشتر در اشتعال نايرهء شور و شرّ داد مبالغه و اهتمام مىداد . چنانچه از ثقات و العهدة على الرواة ، استماع افتاده كه مبالغهء وى در تسخير قلعه « 7 » به حدّى « 8 » بود كه در يك روز
هامش
( 1 ) . ب : لنكركشى . ( 2 ) . ب : بروند . ( 3 ) . ب : به فوق . ( 4 ) . ب : زنهار . ( 5 ) . الف ، ب : بىشمار روى بر سر سپهسالار آورده . ( 6 ) . ب : نمىداده . ( 7 ) . الف ، ب : و قلعه‌گيرى . ( 8 ) . الف ، ب : مرتبه‌اى .