العياذ بالله مؤدّى به اختلال دولت بىزوال مىگردد ، لاجرم ارقام لازم الاحترام به تأكيد تمام به اسم قوللرآقاسى و ساير امراى عظام عزّ صدور يافت كه در [ همان ] « 1 » روز روانهء دار القرار قندهار شده على مردان خان را به خواهوناخواه روانهء درگاه خلايق پناه نمايند . و چون على مردان خان مردود قبل از ورود قوللرآقاسى و جنود مسعود به آن حدود كس به نزد شاه جهان فرمان فرماى هندوستان فرستاده اظهار اطاعت و انقياد و وعدهء تسليم قلعهء دار القرار قندهار و استدعاى ارسال يكى از امراى آن ديار با لشكر بىشمار به جهت سپردن قندهار نموده بود ، بعد از ورود قوللرآقاسى به حدود قندهار ، سعيد خان جغتايى با لشكر بىشمار به فرمان شاه جهان از گرد راه با لشكر و سپاه وارد آن ديار گرديد و على مردان روسياه به وسوسهء ديو غرور از راه رفته مفاتيح قلعه و مقاليد حصار قندهار را به سعيد خان سپرد و خود زندگى چند روزه را كه در ميزان اعتبار حق نعمتشناسى وزنى ندارد غنيمت شمرده با سپاه و لشكر و گنجينههاى « 2 » سيم و زر و درجهاى پردرّوگوهر و نفايس امتعه و طرايف « 3 » اقمشه و ساير اسباب تجمل ملوكانه به جانب مملكت هندوستان روانه گرديد * « 4 » و سياوش بيك قوللرآقاسى بعد از اطلاع بر آن آمد و رفت با وجود عدم استعلام معارضه و مقابله و قلّت سپاه و لشكر به عزم تأديب و گوشمال سعيد خان و سپاه روسياه هندوستان ، روى عزيمت به صوب دار القرار قندهار نهاد و چون به فرمان « 5 » فرمان فرماى قضا ، شاه جهان حكمران هندوستان ، روزگارى به امانتدارى ديار هندوستان « 6 » مأمور شده بود با آنكه در قريهء سنجرى از اعمال قريبهء قندهار در ميان لشكر بىشمار سعيد خان و جنود نصرت ورود قزلباش نايرهء قتال و جدال اشتعال پذيرفته حربى شديد به وقوع انجاميد ، دم تيغ جرأت عساكر ظفر خاصيّت بر سنگ وفور عدد و « 7 » عدّت روسياهان هندوستان خورده برگشت و بىنيل مقصود طريق مراجعت پيموده تسخير آن ملك دلپذير در گرو وقت مانده و چون به انهاى عرض
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
( 2 ) . ب : گنجهاى .
( 3 ) . ب : ظرايف .
( 4 ) . براى آگاهى بيشتر و اطلاع از فرمان پادشاه هندوستان ر ك : قصص الخاقانى ، ج 1 ، صص 254 - 248 .
( 5 ) . الف ، ب : « فرمان » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : امانتدارى آنجا .
( 7 ) . الف ، ب : « عدد و » ندارد .