جان سپار ، حصول و وصول حاصل « 1 » پنجاه يك قندهار باشد تعهد مىنمايد كه هرساله مبلغ دوازده هزار تومان كه اضعاف مضاعف وجه مسطور است انفاذ درگاه معلّى و تحويل صاحب جمع خزانهء عامره نمايد ، مشروط بر آنكه بعد اليوم از سر خون اين بىگناه گذشته بگذارد كه در اين ولايت به دعاى دوام دولت ابد مدّت مواظبت نمايد . و چون عرضه داشت مذكوره در مجمع امرا و اركان دولت به نظر اكسير خاصيّت خاقان گردون « 2 » منزلت رسيد ، جانى خان قورچىباشى كه در اظهار عقيدت و دولتخواهى بىتحاشى بود عرض نمود كه چون از مضمون عريضهء مشار اليه معلوم مىشود كه از بيم جان ، خوف و هراس بىقياس به خود راه داده جرأت آمدن به كرياس گردون اساس « 3 » نمىنمايد و اگر در اين باب مبالغه رود احتمال دارد كه ارتكاب امرى نمايد كه مقرون به صلاح دولت روز افزون نباشد .
چون در اين وقت خبر لشكر كشيدن خواندگار به اين ديار نهايت اشتهار و آمدن وى به تسخير دارالسلام بغداد از مرتبهء گمان [ 162 ] به مرحلهء يقين رسيده اگر در اين ولا طلب وى را موقوف به وقت ديگر داشته درد بىدرمان قوت وهمى او را به ايارج مسامحه و مدارا معالجه و مداوا نمايند « 4 » به صواب « 5 » اقرب خواهد بود و شايد كه مخالفت و نافرمانى على پاشاى حاكم بصره و مسامحه و مداراى خواندگار روم بنا بر مصلحت وقت به عرض اقدس رسيده باشد ، امّا چون برگشتگى بخت وى به خامهء تقدير رقمپذير شده بود آن راى صواب گرهى از كار روزگار وى نگشود و ساير امرا و ارباب كنكاج آن راى رزين و فكر دوربين را سخيف شمرده به عرض همايون رسانيدند كه چون خان مشار اليه از اموال على مردان خان به حظ « 6 » اوفى رسيده اين را مستحسن مىشمارد و پر ظاهر است كه در امثال « 7 » اين قسم امور گوش به حرف و صوت عذرهاى پريشان بندگان اين آستان گردون « 8 » [ نشان دادن ] « 9 » و به تغافل شاهانه اين چنين تقصيرى را به روى ايشان نياوردن هر آيينه باعث جرأت اقران و امثال و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « حاصل » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : « گردون » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : مماس .
( 4 ) . الف ، ب : نمايد .
( 5 ) . الف ، ب : صوب .
( 6 ) . ب : خط .
( 7 ) . م : مثال .
( 8 ) . م : گردن .
( 9 ) . م : ندارد .