صفدر خان گشاد « 1 » . و در خلال اين احوال چون آفتاب اوج جهانبانى از افق منزل ميرزا تقى اعتماد الدولة به رسم ميهمانى طالع مىشد ، صفدر خان به اشارهء و الا ملتزم ركاب فلك فرسا و به انواع موايد لطف و احسان كامياب و كامروا گرديده به اعلى مدارج تفقّدات خسروانه و اقصى معارج نوازشات پادشاهانه رسيد ، مجملا در آن اوقات كه صفدر خان مشار اليه بر سر خوان دلجويى و التفات ميهمان شد در مجالس « 2 » ارمنگار و محافل صيد و شكار خدمتش را احضار و مشمول توجّهات سرشار مىفرمود و در شكارگاه نائين و شكار برج كبوتر و باغ وحش « 3 » و سير بهار باغ كومه كه اكثر اوقات اتّفاق مىافتاد طريق مرافقت پيموده داد خوشدلى مىداد و چنانچه ايمايى به آن شد نوبتى از راه التفات و مهماننوازى قدم بر سر و چشم وى نهاده به منزل وى تشريف حضور ارزانى فرمود و چون خدمتش مرخّص و روانهء ديار هندوستان مىگرديد سواى آنچه در مدّت اقامت از نقد و جنس به وى كرامت شده بود مبلغ پنج هزار تومان تبريزى نقد به انضمام انعام « 4 » جيقه و شمشير و خنجر مرصّع و اسب تازى مزيّن به زين طلاى ته « 5 » نشان فيروزه و لجام طلاى گرانبها « 6 » و خلاع فاخره و تشريفات باهره به انعام وى مقرّر شد و او نيز به ازاى خدمات ميهماندارى هزار تومان از انعام شهريارى را به رسم تكلّف به جهت ميرزا محسن مستوفى خاصّه كه ميهماندار وى بود ارسال نمود .
ذكر سوانح متفرّقه و وقايع مختلفه كه در اثناى اين سال فرخفال در قلمرو جاه و جلال به وقوع انجاميد
چون به مقتضاى صدق مؤدّاى كريمهء
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
« 7 » بر ذمّت همّت سلاطين گردونشأن واجب و لازم است كه پرتو انوار آگهى « 8 » و خبر دارى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : گشود .
( 2 ) . الف ، ب : مجلس .
( 3 ) . ب : باغ و جشن .
( 4 ) . الف ، ب : « انعام » ندارد .
( 5 ) . ب : دانه .
( 6 ) . الف ، ب : گرانمايه .
( 7 ) . سورهء نحل ( 16 ) ، آيه 90 .
( 8 ) . الف ، ب : الهى .