تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
اصفهان به مناسبت هم كيشى سكنا داشتند در كنار رود زنده‌رود سانحهء بو العجب روى نمود و صورت واقعه آن بود كه ، يكى از فرنگيان را در اثناى سير و تماشا با يكى از مردم صفدر خان بر سر جا و مكان فىالجمله نزاعى « 1 » روى نمود و رفته رفته از هر دو طرف جمعى كثير و جمى غفير به امداد و معاونت آن دو نفر كمر بسته كار از كار فرمودن تيغ زبان به كشيدن شمشير برّان و امثال آن رسيد و چون ملازمان صفدر خان اضعاف مضاعف فرنگيان بودند و معاونى چون مولتانيان ساكن دار السلطنهء اصفهان داشتند ، فرنگيان صرفه كار روزگار خود را فرار ديده بناى گيرودار را در منازل و مساكن خود بر تحصن گذاشتند و دامن زن نايرهء جنگ ، به انداختن توپ و تفنگ گرديده از مردم هندوستان و اهل فرنگ چند نفر در آن هنگامه بو العجب به قتل رسيد و به مقتضاى صدق مؤدّاى : « 2 » مصراع « 3 »
آتش چو گرفت خشك و تر مىسوزد
به شعلهء اين خام‌كارى چند نفر از تماشاييان و مردم شهر نيز خرمن زندگانى به باد فنا داده جمعى نيز پهلو به بستر زخم‌دارى نهادند « 4 » و چون صورت ماجرا به عرض خسرو گيتىگشا رسيد ، مير قاسم بيك ، نايب [ 156 ] رستم خان والى گرجستان ، در امر داروغگى دار السلطنهء اصفهان به اطفاى آن نايرهء بىگمان « 5 » پرداخته فريقين را به اصلاح ذات البين از يكديگر جدا ساخت و شعلهء آن دار و گير « 6 » را كه سر به كرهء اثير كشيده بود به آب تدبير فرونشانيده هريك از آن دو فريق را به جا و مكان خود رسانيد و مقارن آن چون از ايلخىهاى خاصّهء شريفه نتاج « 7 » اسبان خانه‌زاد را به درگاه آسمان جاه آورده به دستور مقرّر خاقان بحر و بر در تالار طويلهء واقعه در كنار زنده‌رود به امرا و اركان دولت و اعيان حضرت قسمت مىفرمود مجددا به اعطاى چند سر از آن باد پايان صرصرنژاد ابواب عنايت و احسان بر روى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : راغى . ( 2 ) . الف ، ب : « صدق مؤدّاى » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : « مصراع » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : گذاشته . ( 5 ) . الف ، ب : پيكان . ( 6 ) . الف ، ب : دار و گيرى . ( 7 ) . ب : به تاج .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 253 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى