محترم نمود و بعد از تفويض مناصب « 1 » و تشخيص مراتب امرا و اعيان مذكوره چون نزديك به آن رسيده بود كه صفدر خان و ساير ايلچيان ديار هندوستان رخصت انصراف به جا و مكان خود حاصل نمايند « 2 » يادگار بيك ناظر دواب به ايلچىگرى هند اكبر و مرافقت صفدر خان و احمد خان بيك قورچى سپر به سفارت هند عادل شاه مأمور و به تهيّه و تدارك امر مزبور « 3 » مشغول گرديدند و چون تعيين سردار به ديار خراسان لازم و در كار بود ، قراخان بيك برادر جانى خان را كه شايسته و سزاوار اين كار بود سردار و روانهء آن ديار فرمود و بعد از اتساق و انتظام مهام دولت ابدى اعتصام ، شاهين عزم خسروانه به هواى شكار جرگه به شكارگاه درتون بال پرواز گشوده صفدر خان را ملتزم ركاب اقبال فرمود و در آن صيدگاه كه زياده بر چندين هزار آهو سربه دام جرگه در آورده بودند خاقان شير شكار بسيارى از آن وحشى غزالان را به عقاب تير صيد نموده بىاختيار زبان صفدر خان و ساير تماشاييان را به تحسين و آفرين گشود و در همان اوقات شوق زيارت آستانهء منوّرهء متبركهء امامزادهء واجب التعظيم امامزاده عبد العزيز - عليه التحيّة و التسليم - كه به شاه طور « 4 » مشهور است ، سلسلهجنبان عزم شاهانه گرديده عطف عنان عزيمت به آن ناحيت [ منعطف ] « 5 » فرمودند و بعد از دريافت سعادت طواف آن بقعهء ملايكمطاف ، آهنگ شكار كلنگ فرموده بعد از نشاط صيد و شكار به مقرّ سلطنت پايدار معاودت نمودند . و مقارن آن صيد قلوب ارامنهء جولاهى « 6 » كه در « 7 » كنار زندهرود بار توطن گشودهاند روى نموده چون عيد نصارى و آرزوى ايشان آن بود كه غبار رهگذار سمند صبارفتار شهريار روزگار به عزم تماشا « 8 » توتياى ديدهء اعتبار ايشان شود ، از راه بندهپرورى منزل خسرو سلطان اميرشكارباشى را كه در جوار زايندهرود و منازل
هامش
( 1 ) . ب : مناسب .
( 2 ) . ب : نمايد .
( 3 ) . الف ، ب : مذكور .
( 4 ) . شاه طور : از دهستان رودشت بخش كوهپايه اصفهان سر راه يزد . خود كوهپايه در شمال شهرضا و دامنه كوه فشارك و سراش قرار گرفته است . ( تاريخ صفويان ، ص 105 ) .
( 5 ) . م : ندارد .
( 6 ) . ب : جولاى . جولاهى جلفا .
( 7 ) . الف ، ب : در ميان .
( 8 ) . الف ، ب : تماشاى .