تيغ كثرت و عدت مخالفان كمفرصت برگشته بسيارى از ايشان عرضهء تيغ هلاك و بوار ، و اللّهويردى بهادر و على مراد بهادر سركردههاى آن فوج گرفتار و بقية السيف آوارهء ديار فرار مىشوند . و بعد از وقوع اين فتح نمايان ، عبد العزيز خان از شكست اوزبكيّه در سنگ بست و جمعيّت عساكر ظفر خاصيّت بر سر قراخان بيك سردار سابق در « 1 » مشهد مقدّس معلّى خبردار شده از ولايت جام « 2 » طريق انهزام به جا و مقام خود مىپيمايد .
القصّه ، چون خبر شكست اوزبكيّه در « 3 » سنگ بست به مسامع جاه و جلال خاقان بلنداقبال پيوست ، نقش مرام امراى مذكوره به اعطاى خلاع فاخره و اصدار استمالت درست نشسته بيشتر از پيشتر كمر سربازى و جانفشانى بر ميان بستند .
و همچنين در اين سال پاشايان قارص و ديار بكر و ارزنةالروم « 4 » و توابع با يكديگر اتّفاق نموده به عزم تاخت و تالان ولايت ايروان طريق جرأت پيمودند و « 5 » كلبعلى خان بيگلربيگى آن ديار خبردار شده با فوجى از غازيان قلعه دار سر راه بر آن طايفهء غدّار گرفته با آنكه در بدايت كار نزديك به آن رسيد كه غازيان جان نثار به اصابهء عين الكمال گرفتار گردند ، امّا بالاخره به نيروى معاونت اقبال بىزوال قرين فتح و ظفر به جانب قلعه برگرديدند و مخالفان شكسته و پريشان رخت فرار به ديار خود كشيدند .
امّا سوانح دولتافزا كه در اثناى اين سال فرخفال در درگاه معلّى و عتبهء و الا روى نمود :
نخست درخشيدن كوكبى باهر النور از افق سلطنت و شهريارى و طالع شدن اخترى ابدى الظهور از سپهر تاجدارى بود كه در اين سال سعادت مآل به ساعت سعد و طالع مسعود روى نمود .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « در » ندارد .
( 2 ) . جام : تربت جام ، يكى از بخشهاى هفتگانهء شهرستان مشهد ( معين ) .
( 3 ) . ب : بر .
( 4 ) . هر سه نسخه : ارزن الروم .
( 5 ) . ب : « و » ندارد .