و قمار خانهها را تعطيل كرد و از دوازده هزار تومان مداخل صرف نظر نمود .
به فرمانى كه در اين زمينه صادر نموده است توجّه كنيم :
« . . . حكم مطاع واجب الاتباع صادر گشته كه در ممالك محروسه ، شرابخانه و بنگخانه و معجون خانه و بوزهخانه و قوالخانه و بيت اللطف خانه و قمارخانه و كبوتربازى نباشد و مستوفيان كرام ماهانه و مقرّرى آن را از دفاتر اخراج نموده و داخل جمع و دفتر نسازند » . 9
امّا چندى نگذشت كه خود توبه شكست . شاه عبّاس اوّل نيز در سال 1029 ه . ق . شراب خوارگى را منع كرد ، ولى مردم به ترياك و آب ناركوك و كوكنار و ساير مفرّحات افيونى روى آوردند و شاه عبّاس به ناچار « در جمادى الثانى 1030 ه . ق .
بر خمارآلودگان بخشايش آورد و از منع شراب دست برداشت 10 .
جانشين وى شاه صفى نيز رايت صنمپرستى برافراشته با شوخ چشمان طنّاز مدام به خوشباشىهاى شبانه پرداخت و در شرابخوارى گوى سبقت از همگان ربوده و بىقدح و پياله به سر نبرد و در حالت مستى فرامين جنونآميزى صادر كرد .
به دستور شاه عبّاس دوم نيز « هرجا خُمخانهاى بود خراب شد . لعل مذاب در جوى كوچه و بازار به جاى آب روان گرديد و شعلهء آواز مطرب و نالهء ناى و نغمهء سازهاى سير آهنگ » 11 قطع گرديد ، امّا به زودى « به اشارهء و الا چوب منع از سر راه مستورهء بنت العنب و ساقيان شورانگيز شكرلب » 12 برداشته شد و خود بر تمام مىخواران پيشى گرفت . در كنار اين مسايل ، هرگز توجه اساسى به رفاه و آسايش توده مردم نشد و تعصّب و قشريّت جاى سماحت و سهولت را گرفت و رشوه و ارتشا رواج كلى يافت 13 .
از نظرگاه سياست خارجى هم دوران شاه صفى با دوران شاه عبّاس دوم فرق اساسى داشت . شاه صفى در طول چهارده سال حكومت خود بيشترين وقت خود را صرف جنگ با دولت عثمانى نمود . لشكركشىهاى سلطان مراد به ايروان و آذربايجان و بغداد سرانجام با معاهدهء زهاب ( 1049 ه . ق ) به پايان رسيد . و بر اساس همين قرار داد بغداد از ايران جدا و به دولت عثمانى واگذار شد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة مقدمه 24
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
صمقدمه ٢٤